اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مبناى تشریع ادیان الهى بر اساس مسئله تعاضد بقاء نه تنازع در بقاء

15478
عنوان بصری
ریاضت نفس
نسخه عربی

مبناى تشریع ادیان الهى بر اساس مسئله تعاضد بقاء نه تنازع در بقاء

5
  •  می‌شود كه برای مردم سخنرانی می‌كند و می‌فرماید اگر از این مصیبتی كه وارد شده است انسان بمیرد رواست كه در تحت حكومت اسلام و لوای اسلام یك زن یهودی كه خود را در ملجئیت و پناه اسلام قرار داده است و با این دیدگاه دارد شب را سر به متكا می‌گذارد و روز را با پناه دولت اسلام دارد روز را شروع می‌كند و با این دیدگاه دارد روزگار خود را می‌گذارند، من كه علی هستم و حاكم بر مسلمین هستم من چه جوابی به خدا بدهم در قبال این تعدی و تجاوزی كه به یك زن یهودیه در بلاد حكومت من كه حكومت اسلام است دارد انجام می‌شود؟

  •  واقعا این مساله مساله عجیبی است این مطلب خیلی مطلب عجیبی است و این مطلب را كسی درك نمی‌كند مگر اینكه خود او در همان حال و هوای امیرالمؤمنین علیه‌السّلام باشد او درك می‌كند، این مطلب را درك نمی‌كند كسی مگر اینكه از همان مَشرَب و مَنبَع به مُدرَكات و مفاهیم الهی رسیده باشد و در تحت آن ولایت به مقام ولایت و به مقام توحید و عرفان رسیده باشد او می‌تواند این مطلب را بفهمد و ما این مسائل را در زمان حیات مرحوم والد احساس می‌كردیم مطالبی كه اصلا به نظر ما هیچ ربطی به ایشان نداشت، مطالبی كه ما با آن همه ادعایی كه داشتیم، خیلی آن مطالب را به نظر نمی‌آوردیم، جریانی كه مثلا برای بنده خدایی اتفاق افتاده بود و اصلا ارتباطی به ایشان نداشت، برای یك كسی كه فرض بكنید از قضایای روزمره‌ای كه اتفاق می‌افتد و برای ما عادی است و چندان توجه نمی‌كنیم و وقتی می‌بینیم وقتش گذشته، می‌گوییم: وقتش گذشته دیگر پیگیری ندارد، چرا انسان بخواهد آن مطالب را پیگیری كند، ما می‌دیدیم ایشان این مطلب را نوشته‌اند در دفترچه‌شان و من را صدا می‌كردند بیا برو به این مطلب برس و پیگیری كن و جوابش را بیاور بده و تا ما نمی‌رفتیم و انجام نمی‌دادیم و به آن مطلوب ایشان نمی‌رسیدیم ایشان آن را خط نمی‌زدند وقتی كه من می‌آمدم گاهی اوقات می‌شد یكی دو روز دیرتر می‌شد می‌رفتم سر دفترچه ببینیم ایشان خط زده، می‌دیدم ایشان هنوز خط نزده، بعد ایشان می‌گفتند چرا شما زود مطلب را به من نمی‌گویید تا وقتی كه این نكته در اینجا نوشته است ذهن من مشغول است و اگر شما نیایی بگویی ذهن مرا مشغول نگه داشته‌ای و من دو روز ذهن ایشان را مشغول نگه داشته بودم یعنی مسامحه كرده بودم و نرفته بودم و ما می‌دیدیم نه، مطلب جور دیگر است خلاصه مساله این نیست كه برو این را انجام بده و بعد هم برو پی كارت یعنی ایشان می‌نوشتند و می‌بایستی نتیجه مطلب را به ایشان ما گزارش می‌دادیم اگر طبق مراد و مقصود انجام گرفته بود خط می‌زدند و الا می‌گفتند دوباره باید بروی و این كارِ خودت را كه به طور ناقص انجام داده‌ای تصحیح كنی، حالا آنجا دیگر كار ما درمی‌آمد، اینكه حالا رفتیم و یك كاری انجام دادیم و از خودمان كم كردیم یا زیاد كردیم یا ندانم كاری كردیم، ایشان نمی‌پذیرفتند و می‌فرمودند كه من گفتم باید بروی انجام بدهی و باید بروی خودت درستش كنی، بعد می‌رفتیم و انجام می‌دادیم و گزارش كه می‌دادیم ایشان با مداد آن را خط می‌زدند و تمام شد حالا بعدی و بعدی.