مبناى تشریع ادیان الهى بر اساس مسئله تعاضد بقاء نه تنازع در بقاء
32مقدارش هست تا آخر عمر! نه، آقا دستت را قطع میكنند و همه هم میبینند شوخی هم نداریم درست، این حكم حكم اسلام است، پس حكم اسلام حكم ظاهر مخصوصا در مسائل جزایی و در مسائل حقوقی قضیه بر اساس قانون است، قرض میدهی در قرض ربا نباید باشد، نه آن شخصی كه قرض میگیرد جایز است كه قرض را به اضافه بگیرد كه حرام است و نه آن كسی كه قرض میدهد الزام به گرفتن ربح و بهره میكند در غیر اینصورت هر دو حرام است و اگر این انجام بشود رباست و ربا آتش است و اینها در دلشان آتش میخورند و خودشان متوجه نیستند كه چه انجام میدهند، البته از آن طرف یك مطلب دیگر هم دارد كه اگر شخص قرض دهنده از پیش خودش یك مقداری اضافه بدهد این بهتر استف یك تشكری كرده باشد، یك اظهار لطفی، این دیگر قانون نیست این چی است؟ این میشود آن حكم ماوراء قانون، حكم اخلاقی، حكم روابط انسانی، حكم مافوق احكام ظاهری، اگر هدیهای بدهی بهتر است، اول میگوید اگر شرط كنی حرام است و خدا هم پدرت را درمیآورد، ولی خودت یك مقدار اضافه بده، بالاخره فرض كنید مدتی پول او پیشش نبوده و او میتوانسته یك كارهای با آن پول بكند، ما از تو نخواستهایم بالاخره خودت اخلاقت كجا رفته؟ آن انسانیت خودت الان چه شده؟ از آن طرف میفرماید: ان النفس بالنفس و العین بال عین و ا لانف بالانف و الاذن بالاذن و السن بالسن و الجروح قصاص1 بینی در مقابل بینی و چشم در مقابل چشم ... كسی كه كسی را بكشد باید جزا بشود، از آن طرف میفرماید وَ ان تَعفُوا فَهُوَ خَیرٌ لَكم اگر ببخشید برای شما بهتر است، برای آخرتتان بیشتر است، بالاخره آن شخص یك خلافی كرده، یك گناهی مرتكب شده، حیوانیت به خرج داده و یك فردی را به قتل رسانده ولی اگر شما بیاید به آن زن و بچهاش رحم كنید، به آن پدر و مادرش رحم كنید، آنها كه گناه نكردهاند و البته در این هم احساس ندامت را ببینید، والا اگر نه یارو مثل شاخ شمشاد آمد و گفتش كه باید ببخشی والا همكارهای من، كسان من میدانند چه به سرت بیاورند، باید صاف بزنید و قصاصش بكنید و دراز به دراز بخوابانیدش در وسط خیابان.
- سوره مائده (٥) قسمتى از آيه ٤٥

