مبناى تشریع ادیان الهى بر اساس مسئله تعاضد بقاء نه تنازع در بقاء
24است، تازه این در چه صورتی است؟ در صورتی است كه چهار نفر بیایند شهادت بدهند و چه كنند و ... كی یك همچنین قضیهای اتفاق میافتد كه چهارنفر بیایند شهادت بدهند آنهم با آن وضعیت و با این كیفیت خاص، اما همین اسلام با این همه رأفتی كه دارد با این همه عطوفتی كه دارد با این همه مسائلی كه دارد كه واقعا انسان مبهوت میشود از این میزان رأفت اسلامی، كمترین و كمترین رأفت، كمترین كه چه عرض كنم حالا خب خیلی مسائل بوده برای امام علیهالسّلام، خب این كمترین است سیدالشهداء علیهالسّلام از مكه حركت میكنند در بین راه به سمت كربلا لشگر حر میآید در آنجا جلوی حضرت را بگیرد، لشگری كه مدتی راه آمده آبش تمام شده خود آنها همه تشنه اسبها همه تشنه همه از حال رفته، همه بیرمق، مشخص میشود كه اینها از طرف ابنزیاد آمدند جلوی سیدالشهداء علیهالسّلام را بگیرند كه یا اینكه حضرت را ملزم كنند به بیعت یا اینكه منتظر بشوند ببیند دستور چه میرسد، خب در یك همچنین وضعیتی اگر ما بودیم چه میكردیم؟ فرصت را از دست نمیدادیم و میگوییم یك حمله بكنیم و هزارنفر هم كه همراهمان هستند آنها هم هزارنفر، مساوی، تمام آنها با اسبهایشان همه با اولین ضربه از كار میافتند، مساله تمام میشود و راه خودمان را میرویم، ولی حضرت چه فرمودند؟ به تمام افراد قبل از اینكه به این منزل برسند فرمودند مشكها را پر از آب كنید میگویند كه یابنرسولاللَه برای چی مشك را آب كنیم؟ میفرمایند بعدا میگویم، به وقتش خواهید فهمید، مشكها را همه را پر از آب میكنند، اضافه بر آن مقدار نیازشان هم آب برمیدارند، وقتی لشگر حر میآیند، میگویند حالا آن مشكها را به آنها بدهید این اسلام است.
امیرالمؤمنین علیهالسّلام در جریان صفین را ببینید، معاویه راه را بست شریعه را بست حضرت میآید آن را باز میكند و وقتی باز میكند میگویند تلافی به مثل كنیم و شرعاً هم میتواند حضرت تلافی به مثل كند، و لكم قصاص فی الحیاة او این كار را كرد تو هم بكن، تازه مساله جنگ است و آن هم كفر است، ولی برای حضرت تفاوت نمیكند، حضرت میگویند در كار ما نامردی نیست این كار نامردی است راه را باز كنید، ما مردانه میجنگیم، شكست خوردیم شكست خوردیم، پیروز شدیم پیروز شدیم، ما در كارمان نامردی نیست اینهاست كه ما را نسبت به علی گیج و مبهوت میكند، این مسائل هست این خصوصیات است.

