مبناى تشریع ادیان الهى بر اساس مسئله تعاضد بقاء نه تنازع در بقاء
20دخالت كرد و مملكت را به نظم خودش برگرداند، تازه آن شهر كذای مهد تمدن، این هم از ایران ما هیچ شوخی هم نداریم كه آنها مسیحی هستند، آنها یهودی هستند، نه مای شیعه مدعی ...، آخر چیزهایی كه آدم دارد با چشمش میبیند چی را انكار كند؟ تمام بشر را در وضعیت امروز قانون نگه داشته، این قانون برداشته بشود چه خواهد شد؟ آخر همه كه سلمان و ابوذر نیستند، در این مملكت قانون هست و ما داریم مثل چه و چه داریم به جان همدیگر میپریم، چه كارها كه دیگر انجام نمیدهیم! و چه فجایعی از ما سر نمیزند با وجود قانون! حالا یگر نه كلانتری وجود داشته باشد نه نیروی انتظامی وجود داشته باشد، هیچی، به همه بگویند این یك ساعت خلاص هستید بروید هر كاری دلتان خواست بكنید، چند نفر هستند كه به وجدانشان پایبند باشند در این مملكت؟ چند نفر؟ نشان بدهید، شاید ده نفر پیدا بشود، حالا شاید بیشتر باشد من نمیدانم، هان پیدا میشود كه به وجدانشان متعهد باشند؟ به آن مبانی فطری كه خدا این تو گذاشته پایبند باشند؟ به آنچه را كه از ناحیه الهی فرض است بر تكتك ما به آن پایبند باشند؟ چند نفر هستند در این یك ساعت؟ یك ساعت قانون را لغو میكنند بیست سال باید جبران كنند.
یك قضیه جلوی چشم خود من در مشهد اتفاق افتاد در زمان مرحوم آقا كه ما مشهد بودیم، یك شب خیلی قضیه عجیبی بود افرادی از كجا آمده بودند و بعدا گفتند برای تخریب آمده بودند نمیدانم یك عده از همین افراد بیبندوبار و اینها آمدند و شروع كردند به زدن و شكستن و بانكها را آتش زدن آن شب شب عجیبی بود، ما رفته بودیم روی پشتبام و تماشا میكردیم از تمام این مشهد دود بالا میرفت، از تمام این اطراف، از جمله بركات آن شب مردم ریختند تمام این مغازهها و بازارها و ... همه را تاراج كردند و آن یكی یخچال میبرد، آن یكی كیسه برنج میبرد ... میگفتند كوپنها را همه را یكجا اعلام كردهاند! خودم شنیدم كه داشت یخچال را دو نفری میبردند و میگفت بدو كوپنها را یكجا اعلام كردهاند این چی است؟ این همان است كه میرود در مسجد نماز میخواند! چیچی كوپن را اعلام كردند، مال مردم است بدبخت، حالا گیرم بر اینكه این قضیه اتفاق افتاده، افتاده كه افتاده تو باید از حدود قانون خارج بشوی؟ این مالی كه داری میبری مال كیست كه داری میبری؟ صاحبش كیست؟ داری برمیداری میبری؟ ببینید اعلان نكردند یك هفته یك ساعت قانون نیست خود مردم احساس كردند قانونی وجود ندارد بریزیم دیگر هر كاری خواستیم بكنیم صندوقها را ببریم چكها و سفتهها را ببریم هر كسی به اندازه خودش. پس آن تشیعت كو؟ آن نمازی كه میخوانی كو؟ آن سینهزنی روز عاشورایت كجا رفت؟ كوپن اعلام كردند خب بكنند به تو چه ربطی دارد؟ بنشین در خانهات حالا هر كسی كه كوپنش اعلام شده میرود میگیرد، تو چرا راه میافتی؟ كوپن تو را كه اعلام نكردند.

