مبناى تشریع ادیان الهى بر اساس مسئله تعاضد بقاء نه تنازع در بقاء
18انصاری و غیرانصاری و مرحوم قاضی داشته باشد، هیچ فرقی نمیكند خلاف خلاف است باید جبران بشود، حق حق است باید اعلان بشود، تمام شد، اینكه الان من این را بگویم پس بنابراین فرض بكنید در آنجا ... بله یك وقتی یك مطلبی است گفتن ندارد چیزی فاش نشده، مسالهای گفته نشده، دلیلی ندارد انسان بگوید، به قول معروف میگویند دروغ حرام است ولی هر راستی كه واجب نیست، نه، بحث آنجا نیست بحث آنجایی است كه یك مطلبی فاش شده، یك مطلبی گفته شده، یك مسالهای مطرح شده بر خلاف و آبرویی رفته، از یك مؤمنی حیثیتی سلب شده، در آنجا چه این شخص در قید حیات باشد یا در قید حیات نباشد، علاوه بر آنكه الان آن شخص زنده است و دارد تو را در آن طرف میبیند، خدا هم زنده است همیشه، خدا كه دیگر حیات و غیرحیات ندارد، اینجا را باید چه كرد؟ درست شد، لذا بنا در احكام ادیان الهی بر اساس آن جنبه واقعیت و جنبه روحانیت مساله است نه بر اساس ماده و نگرشهای مادی.
در مساله ازدواج كه صحبتش در جلسه قبل شد مطلب از دو دیدگاه مورد بررسی قرار میگیرد یكی از دیدگاه حكم ظاهر و حكم قانونی و قانون بطی و جذمی و ظاهری و یكی هم از دیدگاه معنوی یعنی همین دیدگاهی كه با این دیدگاه اسلام ما را به جلو میبرد و آن مراتب عالیه را بر این دیدگاه مترتب میكند. به طور كلی در احكام اسلامی ما دو دیدگاه مشاهده میكنیم مخصوصا در احكام قضایی و جزایی و در مسائل حقوقی و مسائل و روابط اجتماعی این دو دیدگاه وجود دارد یكی دیدگاه حكم ظاهری و حكم قانونی است كه این مساله طبعا باید وجود داشته باشد و بدون آن جامعه دیگر قوام ندارد.
اگر در جامعهای قانون نباشد آن جامعه میشود جنگل، جنگل است و هیچ حساب و كتابی نخواهد بود. آنهم با وجود این حیوانهای دوپایی كه ما مشاهده میكنیم و خودشان را گل سرسبد عالم وجود از اول خلقت به قول امروزیها همان انفجار بزرگ (Big bang) كه خودشان دارند میگویند تا وقتی كه این عالم صورت دیگری پیدا بكند این حیوان دوپا خودش را از همه این مخلوقات و مصنوعات خدا جلوتر میبیند. اگر در همین مملكت، در همین ایران یك ساعت قانون را بردارند، مثلا دولت بیاید امتحان كند مردم را، و بگوید كه ما یك ساعت را فرض كنید روز شنبه از ساعت دوازده تا ساعت یك ما قانون را برداشتیم، یعنی هر كسی هر كاری كه كرد هیچ مسئولیت جزایی و حقوقی ندارد، اگر كسی با هر كسی خُرده حسابی داشته باشد یك چاقو یا هفتتیر بلند كند بزند، تق، دراز به دراز بخواباندش در خیابان، یك ساعت ما قانون را برمیداریم نسبت به تعدیات به زن و تجاوزات به عنف، سرقتهای از اموال و ... دیگر هر چه باشد چون امتحان است دیگر، مگر ما مسلمان نیستیم؟ مگر شیعه نیستیم؟ فردا دولت بیاید اعلان كند از ساعت یك در این مملكت، مملكت دوهزارو پانصدساله تاریخ تمدن كوروش و داریوش كه افتخار میكنیم، بحمداللَه تمدنهای باستان و داستان و چرند و پرند و از این مسائل، در این مملكت دوهزاروپانصد، ششصدساله با این تمدن كهن بیایند فردا روز شنبه از ساعت دوازده تا ساعت یك قانون را بردارند ببینید چه خواهد شد؟ امتحان میكنند یا نمیكنند؟ میگویند ما مگر دیوانه شدهایم كه بیایم یك همچنین كاری انجام بدهیم؟

