
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان. 1 فرد شیعه اگر در مواجهه با حق و باطل حق را کنار گذارد و مصالح خود را بر آن ترجیح دهد قائل به اصالت ماده شده و طرد اصالت روح و معنا کرده است ،گرچه قائل به ولایت امیرالمؤمنین و امام زمان علیهما السلام هم باشد 2 مکتب عرفان مکتب حریت در پذیرش حق و مخالفت با باطل است. 3 بیان علت تألیف جلد دوم کتاب اسرار ملکوت توسط استاد طهرانی 4 انسان باید در روش و مرام خود مکتب اصالت روح و معنا را انتخاب کند. 5 کاری که شریح قاضی انجام داد از همه جنایات لشکر عمر سعد بدتر بود.
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان
توضیحات:
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان. 1 فرد شیعه اگر در مواجهه با حق و باطل حق را کنار گذارد و مصالح خود را بر آن ترجیح دهد قائل به اصالت ماده شده و طرد اصالت روح و معنا کرده است ،گرچه قائل به ولایت امیرالمؤمنین و امام زمان علیهما السلام هم باشد 2 مکتب عرفان مکتب حریت در پذیرش حق و مخالفت با باطل است. 3 بیان علت تألیف جلد دوم کتاب اسرار ملکوت توسط استاد طهرانی 4 انسان باید در روش و مرام خود مکتب اصالت روح و معنا را انتخاب کند. 5 کاری که شریح قاضی انجام داد از همه جنایات لشکر عمر سعد بدتر بود.
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان
23مرحوم آقا میفرمودند: بعد از زمان مرحوم آقای بروجردی یكی از افراد از معممین كه شخص فاضلی هم بود مرحوم آقاشیخ مهدی محققی از طرف مرحوم آقای بروجردی رفته بود آلمان و در آنجا مسأله امور اسلامی را به دست گرفته بود، وقتی برگشته بود ایران من رفته بودم برای دیدنش صحبتهایی جالبی میكرد از نظر فرهنگی، از نظر علمی، از نظر میزان درك واقع، ادراك واقع، درك نگویید غلط است، درك نداریم، ادراك صحیح است میزان ادراكی كه آن جامعه علمی غرب نسبت به مسائل متافیزیك مثل فلسفه و امثال ذلك و اینها دارند، كه خیلی اظهار تأسف میكرد صحبتهایی میشد از جمله مسائلی كه ایشان میگفتند این بود كه یك شخص مسیحی بود كه بواسطه صحبت با ما در این مدت كه با ما بود مسلمان و شیعه شد، بعد دیگر ما با او ارتباط داشتیم و البته خانوادهاش همه مسیحی بودند، زنش و بچههایش مسیحی بودند، ولی این شیعه شده بود تا اینكه این مریض میشود و ما هم میرویم در بیمارستان و هر مرتبه كه ما میرفتیم در بیمارستان میدیدیم یك نفر از این افراد خانواده حضور ندارند، لابد میگفتند مریض است دارند پرستارها به وظیفهشان میرسند، ما چرا برویم؟ چند مرتبه من رفتم با این زن و بچه صحبت كردم آخر این پدر شماست مدتی با هم بودهاید، شما را بزرگ كرده، چرا نمیروید به عیادت او؟ آنها میگفتند بیمارستان به وظیفه خود عمل میكند چرا ما برویم؟ ببینید، بیمارستان به وظیفه خود عمل میكند! ببینید معنایی وجود ندارد، عاطفهای وجود ندارد، حقیقتی وجود ندارد، اصالت اصالت ماده است، متریالیستی است، حالا مسیحی هستند باشند، تا وقتی كه حركت میكند و جان در بدن دارد و برای ما مثل خر كار میكند با او هستیم و میرویم اما وقتی سرش را گذاشت پایین و توانش افتاد دیگر با دیوار و این سنگ و ستون دیگر برای ما تفاوتی نمیكند، این مكتب را مكتب اصالت ماده میگویند، این شخص فوت كرد و طبق وصیتی كه كرد ما این را بردیم و دفن كردیم و دیگر جایز نبود در آن قبرستان مسیحیهاببریم، در یك قبرستان كوچكی كه مال مسلمانها بود ما آنجا دفن كردیم روز دوم شد دیدیم در خانه باز شد خانواده این شخص آمدند و نشستند آنجا و شروع كردند به ما اهانت كردن، سبّ كردن كه آقا شما اصلًا به ما توجه نكردید، شما ما را اصلًا مطرح نكردید، شما بیاجازه و با فضولی بلند شدید پدر ما را خاك كردید، به چه حقی شما حق ما را تضییع كردید، گفتم من چه حقی را تضییع كردم پدرتان فوت كرده مسلمان بوده بردم در قبرستان مسلمانها دفن كردم گفتند نخیر، و زن او و دخترهای او گریه میكردند میگفت گریه میكردند كه شما حق بزرگی را از ما تضییع كردید گفتم چه حقی؟ گفتند اگر شما دفن نمیكردید ما همین پدرمان را میبردیم به همین مراكز تشریح و اینها میفروختیم، او را تكهتكهاش میكردند چشم و دل و قلوه و بقیه جاهایش را درمیآوردند و هركدام از اینها را میخریدند و شما ما را از رسیدن به یك همچنین حقی محروم كردید!! و به ما ظلم و جفا كردید!! چه جوابی دارید بدهید؟
