اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان‏

14٬832
عنوان بصری
ریاضت نفس

اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان. 1 فرد شیعه اگر در مواجهه با حق و باطل حق را کنار گذارد و مصالح خود را بر آن ترجیح دهد قائل به اصالت ماده شده و طرد اصالت روح و معنا کرده است ،گرچه قائل به ولایت امیرالمؤمنین و امام زمان علیهما السلام هم باشد 2 مکتب عرفان مکتب حریت در پذیرش حق و مخالفت با باطل است. 3 بیان علت تألیف جلد دوم کتاب اسرار ملکوت توسط استاد طهرانی 4 انسان باید در روش و مرام خود مکتب اصالت روح و معنا را انتخاب کند. 5 کاری که شریح قاضی انجام داد از همه جنایات لشکر عمر سعد بدتر بود.

اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان‏

توضیحات:

اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان. 1 فرد شیعه اگر در مواجهه با حق و باطل حق را کنار گذارد و مصالح خود را بر آن ترجیح دهد قائل به اصالت ماده شده و طرد اصالت روح و معنا کرده است ،گرچه قائل به ولایت امیرالمؤمنین و امام زمان علیهما السلام هم باشد 2 مکتب عرفان مکتب حریت در پذیرش حق و مخالفت با باطل است. 3 بیان علت تألیف جلد دوم کتاب اسرار ملکوت توسط استاد طهرانی 4 انسان باید در روش و مرام خود مکتب اصالت روح و معنا را انتخاب کند. 5 کاری که شریح قاضی انجام داد از همه جنایات لشکر عمر سعد بدتر بود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان‏

22
  • وقتی كه در یك جا ألمی برای یكی از مسلمین بیاید سایر افراد نمی‌توانند بی‌تفاوت باشند، برای اسلام اینجا و آنجا و این نقطه و آن نقطه فرق نمی‌كند، اینجا مسلمان باشد اگر انسان وظیفه و تكلیفش را اعانه و كمك به مسلمین می‌داند دیگر نباید برای او فرق كند چه مسلمان اینجا باشد یا آنجا باشد.

  • اگر به یك نقطه توجه كند و از نكات دیگر غافل بشود پس معلوم است مطلب چیز دیگری است آن وقت همین جناب سعدی می‌آید این شعری كه:

  • بنی آدم اعضای یكدیگرند***كه در آفرینش ز یك گوهرند
  • چو عضوی به درد آورد روزگار***دگر عضوها را نماند قرار
  • تو كز مهنت دیگران بی‌غمی‌***نشاید كه نامت نهند آدمی‌
  • این را آمده نقل كرده بدون اینكه منبع را ذكر بكند، كه این از پیغمبر گرفته می‌شود، آن وقت الآن این را برمی‌دارند به عنوان اعلامیه حقوق بشر این كلام و شعر سعدی را می‌نویسند، این مال پیغمبر است، این روایت از پیغمبر است اینكه الآن شما دارید این را می‌گویید می‌دانید از كیست؟ از كسی است كه امیرالمؤمنین علیه‌السّلام لوادار و حاكم این مكتب می‌رود بالای منبر و می‌گوید شنیده‌ام در بلادی كه در تحت تصرف من است و در تحت حكومت من است دشمن از پای یك زن یهودیه، نه مسلمان، از پای یك زن یهودیه طلایش را برداشته‌اند چون بعضی از زنها به پایشان طلا می‌بستند و به آن خلخال می‌گفتند اگر شما از این درد و مصیبت بمیرید رواست، این حاكم اسلام و این متولی اسلام است كه توانسته این مسئولیت را احساس كند و آن مسأله مَثَلُ المُومِن فِی تَوَادِّهِم وَ تَرَاحُمِهِم كَمَثَلِ الجَسَدِ را با تمام وجودش لمس كند و با تمام حقیقت وجودش این مطلب را درك بكند و چنان از ته دل ناله برمی‌آورد كه افراد می‌گویند: چه شده حالا یك خلخال درآورده‌اند، می‌گوید بمیرید رواست! یعنی چی؟ یعنی آن زن یهودی بر گردن من حق و مسئولیت ایجاد كرده و می‌گوید الآن علی حاكم اسلام است و دارند از پای من خلخال درمی‌آورند، او نمی‌گوید كه علی مسلمان است و یك خدای دیگری و پیغمبر دیگر و مكتب دیگری قائل است و من به اصطلاح جور دیگری هستم پس نباید من از او چیز دیگری بخواهم، من كه مسلمان نیستم، طلبكار كه نیستم، نه! آن خودش را طلبكار می‌داند چون در ذمّه اسلام است در ذمّه حكومت امیرالمؤمنین علیه‌السلام قرار دارد همین احساسی را كه آن شخص‌دارد این احساس صد مقابل در امیرالمؤمنین علیه‌السّلام است چرا؟ چون وجود امیرالمؤمنین علیه‌السّلام یك وجود سِعی است این احساس باید در ما باشد، باید ما یك همچنین احساسی داشته باشیم، ولی بین ما و بین امیرالمؤمنین خیلی فرق می‌كند، ما یك همچنین وجودی پیدا نكرده‌ایم، ما یك همچنین ظرفیت و سِعه‌ای پیدا نكرده‌ایم، ولی اقلًا بدانیم آنها چه كرده‌اند، بفهمیم آنها چه كرده‌اند و ما هم عمل كنیم ما هم بفهمیم، آن ادراك را نداریم و نخواهیم داشت به فكرش هم نباشیم، فقط كسی كه به آن مقام ولایت برسد از شیعیان امیرالمؤمنین علیه‌السّلام او فقط می‌تواند این ادراك را پیدا بكند نه بقیه، در بقیه این مسائل نیست و بی‌خود هم زحمت نكشید، ولی حداقل بدانیم این مسأله واقعیت دارد، صحت دارد، حقیقت دارد و خودمان را نزدیك كنیم، نزدیك كنیم تا به آن مسأله و آن مرتبه برسیم، این اصالت می‌شود چی؟ این اصالت می‌شود اصالت روح و معنا است.

/ 222