
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان. 1 فرد شیعه اگر در مواجهه با حق و باطل حق را کنار گذارد و مصالح خود را بر آن ترجیح دهد قائل به اصالت ماده شده و طرد اصالت روح و معنا کرده است ،گرچه قائل به ولایت امیرالمؤمنین و امام زمان علیهما السلام هم باشد 2 مکتب عرفان مکتب حریت در پذیرش حق و مخالفت با باطل است. 3 بیان علت تألیف جلد دوم کتاب اسرار ملکوت توسط استاد طهرانی 4 انسان باید در روش و مرام خود مکتب اصالت روح و معنا را انتخاب کند. 5 کاری که شریح قاضی انجام داد از همه جنایات لشکر عمر سعد بدتر بود.
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان
توضیحات:
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان. 1 فرد شیعه اگر در مواجهه با حق و باطل حق را کنار گذارد و مصالح خود را بر آن ترجیح دهد قائل به اصالت ماده شده و طرد اصالت روح و معنا کرده است ،گرچه قائل به ولایت امیرالمؤمنین و امام زمان علیهما السلام هم باشد 2 مکتب عرفان مکتب حریت در پذیرش حق و مخالفت با باطل است. 3 بیان علت تألیف جلد دوم کتاب اسرار ملکوت توسط استاد طهرانی 4 انسان باید در روش و مرام خود مکتب اصالت روح و معنا را انتخاب کند. 5 کاری که شریح قاضی انجام داد از همه جنایات لشکر عمر سعد بدتر بود.
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان
21در یك همچنین موقعیتی آن وقت رسول خدا میفرماید: تری المؤمنین تَوَادِّهِم وَ تَرَاحُمِهِم در محبتهایی كه به همدیگر میكنند عطوفتهایی كه به همدیگر میكنند رحمت هایی كه برای هم ایجاد میكنند این وُدّ و محبت و رحمت و عطوفت كَمَثَلِ الجَسَدِ مؤمنین مثل یك جسد میمانند.
رسول خدا نیامده فقط قانون بگذارد و یك مشت الفاظ به ما تحویل بدهد، ما كه حرف میزنیم اینطوری هستیم؟ اصلًا خودمان هم نمیفهمیم چی گفتیم، فقط حرف میزنیم، رسول خدا وقتی حرف میزند كلامش از وحی است، كلامش از باطن و جان است، كلامش از روی حقیقت است، همانطوری كه من دارم این لیوان آب را نشان شما میدهم و میگویم در این لیوان آب است نه نمك یا ماده دیگر و واقع را به شما نشان میدهم، رسول خدا در دستورات اجتماعی و اخلاقی واقع را میگوید، میفرماید: مؤمنین و مسلمانان این را باید تمام ملل دنیا این عبارت را باید بنویسند و این حقوق بشر و امثال ذلكی كه هست باید این روایت پیغمبر را بنویسند، آن وقت برداشتند به جای این روایت شعر سعدی را آوردهاند در اعلامیه حقوق بشرشان قرار دادند إذَا اشتَكَی بَعضُهُ تَدَاعَی سَائِرُهُ بِالسَّهرِ وَ الحُمی وقتی كه یك عضوی به ناراحتی و مشقت و درد و اینها بیفتد سایر اعضا در بیداری و در تب و بالا رفتن درجه حرارت بدن با او همراهی میكنند.
اگر سَرم درد بگیرد، معده فرض بكنید ناراحت میشود، خواب برای من پیدا میشود؟ یا اگر در یك نقطهای از بدن در شكم یك عفونتی پیدا بشود این عفونت موجب میشود همه بدن تب بكند، نه فقط شكمگرم بشود، سر گرم میشود، درجه حرارت بدن بالا میرود، هم در سر، هم در پا هم، در دست و در سایر اعضا احساس ناراحتی كه برای انسان بواسطه تألم یك عضو هست آن احساس ناراحتی را انسان در همهجا احساس میكند خیالش دیگر جمع نیست این بخاطر چی است؟ بخاطر اینكه همه اعضا به یك اصل مربوط شدند آن اصل اصل روح و نفس است كه بر همه اینها احاطه دارد و حكومت دارد این مكتب اصالت معنا است كه این مطلب را برای انسان ایجاد میكند.
