
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان. 1 فرد شیعه اگر در مواجهه با حق و باطل حق را کنار گذارد و مصالح خود را بر آن ترجیح دهد قائل به اصالت ماده شده و طرد اصالت روح و معنا کرده است ،گرچه قائل به ولایت امیرالمؤمنین و امام زمان علیهما السلام هم باشد 2 مکتب عرفان مکتب حریت در پذیرش حق و مخالفت با باطل است. 3 بیان علت تألیف جلد دوم کتاب اسرار ملکوت توسط استاد طهرانی 4 انسان باید در روش و مرام خود مکتب اصالت روح و معنا را انتخاب کند. 5 کاری که شریح قاضی انجام داد از همه جنایات لشکر عمر سعد بدتر بود.
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان
توضیحات:
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان. 1 فرد شیعه اگر در مواجهه با حق و باطل حق را کنار گذارد و مصالح خود را بر آن ترجیح دهد قائل به اصالت ماده شده و طرد اصالت روح و معنا کرده است ،گرچه قائل به ولایت امیرالمؤمنین و امام زمان علیهما السلام هم باشد 2 مکتب عرفان مکتب حریت در پذیرش حق و مخالفت با باطل است. 3 بیان علت تألیف جلد دوم کتاب اسرار ملکوت توسط استاد طهرانی 4 انسان باید در روش و مرام خود مکتب اصالت روح و معنا را انتخاب کند. 5 کاری که شریح قاضی انجام داد از همه جنایات لشکر عمر سعد بدتر بود.
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان
20پاسخی كه داده شده چی بود؟ این اشكال ندارد این شخص در غسل اول الآن سرش را شسته و دفعه بعد كه میآید این طرف راستش را میشوید حالا یا به عنوان عضو اول یا دوم بالاخره طرف راستش با آن غسل اول كه در آن سر را شسته با هم میچسبند این میشود نصف غسل، بعد دفعه سوم كه میآید غسل كند ثلث دیگرش كه بالاخره طرف چپ است میآید به آن قبلی ها میچسبد واین میشود یك غسل تمام، این گونه نمازها درست است.
عزیز من این نمازهای كه این چندروزه خوانده چه میشود؟ حالا اگر فرض بكنیم كه یك فرد موفقی باشد صبح و شب یا هر چندساعت یكبار بخواهد غسل كند این مطلب شما به جای خود، ولی اگر نه، بالاخره مطابق روال عادی چه عرض كنم؟ خود رفقا باید تجزیه و تحلیل كنند، دیگر به عهده آنها میگذاریم این كسی كه هفته اول سرش را میشوید هفته دوم میآید فرض بكنید طرف راستش را میشوید، این یك هفته نمازها چی میشود؟ نمازهای خوانده شده بدون غسل بوده و معلوم است باطل است، حالا كه پذیرفتیم نمازها باطل است كسی كه سیسال نماز باطل خوانده این چه باید بكند؟ اینجاست كه ایشان میخواستند آن فرد را متوجه این نكته بكنند كه بدان چه مسئولیت سنگینی را داری به دوش میگیری، آیا تو به این نكته رسیدهای؟
آیا تو به این اصالت غیب و این احاطه فضای كلی بر اعمال انسان از ناحیه پروردگار و غیب اطلاع پیدا كردهای؟ و متوجه شدهای كه برای هر كسی بر طبق آن استعدادات و ظرفیتها و امكانات و سعه وجودی، خدای متعال تكلیف خاصی قرار داده؟ این را متوجه شدهای یا نه؟ متوجه نشده بود دیگر، وقتی كه انسان این مسأله را به دست نیاورد آن وقت چگونه میتواند متكفل و متصدی احكامی بشود كه آن احكام در این ظرفیت شكل گرفته است؟ این احكام در این موقعیت تشریع شده؟ این تكالیف در یك همچنین وضعیتی تشریع شده؟ حالا راجع به این قضیه مطلب خیلی زیاد است، البته بحث به اینجا برنمیگردد و مسأله قدری فنّی میشود بنده انشاءاللَه قصد دارم بعداً در آن كتاب و رساله اجتهاد و تقلید مرحوم آقا كه اگر خداوند توفیق بدهد بسیار بسیار كتاب عجیبی است و بنده مشغول بازنگری آن رساله هستم و با اضافه نمودن بعضی مطالب از نقطهنظر فنی در آنجا به این مسأله پرداخته بشود كه جایش آنجاست، آنجا انسان میفهمد كه یك قدری هم ما باید یك ترسی داشته باشیم، یك مقدار هم باید نسبت به آینده خودمان نسبت به موقعیت خودمان بیمناك باشیم، كسی بر عهده ما آخر یك همچنین مطلبی را تحمیل نكرده، وقتی كسی تحمیل نكرده چرا ما خودمان را در دردسر بیاندازیم؟ چرا خودمان را در دغدغه بیاندازیم؟ چرا؟ برای چی؟ آن مقداری كه از عهدهمان برمیآید انجام میدهیم آن مقداری كه میتوانیم نسبت به آن پاسخگو باشیم به همان مقدار انجام میدهیم، یك مقداری انسان متوجه باشد.
