اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان‏

14٬832
عنوان بصری
ریاضت نفس

اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان. 1 فرد شیعه اگر در مواجهه با حق و باطل حق را کنار گذارد و مصالح خود را بر آن ترجیح دهد قائل به اصالت ماده شده و طرد اصالت روح و معنا کرده است ،گرچه قائل به ولایت امیرالمؤمنین و امام زمان علیهما السلام هم باشد 2 مکتب عرفان مکتب حریت در پذیرش حق و مخالفت با باطل است. 3 بیان علت تألیف جلد دوم کتاب اسرار ملکوت توسط استاد طهرانی 4 انسان باید در روش و مرام خود مکتب اصالت روح و معنا را انتخاب کند. 5 کاری که شریح قاضی انجام داد از همه جنایات لشکر عمر سعد بدتر بود.

اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان‏

توضیحات:

اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان. 1 فرد شیعه اگر در مواجهه با حق و باطل حق را کنار گذارد و مصالح خود را بر آن ترجیح دهد قائل به اصالت ماده شده و طرد اصالت روح و معنا کرده است ،گرچه قائل به ولایت امیرالمؤمنین و امام زمان علیهما السلام هم باشد 2 مکتب عرفان مکتب حریت در پذیرش حق و مخالفت با باطل است. 3 بیان علت تألیف جلد دوم کتاب اسرار ملکوت توسط استاد طهرانی 4 انسان باید در روش و مرام خود مکتب اصالت روح و معنا را انتخاب کند. 5 کاری که شریح قاضی انجام داد از همه جنایات لشکر عمر سعد بدتر بود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان‏

18
  • در مكتب اصالت روح و اصالت غیب است كه شریعت رسول خدا می‌تواند توجیه پیدا كند، شریعت رسول خدا می‌تواند حقانیت خودش را به منصه ظهور برساند، ولایت ائمه معصومین علیهم‌السلام در این فرض و در این موقعیت می‌تواند توجیه پیدا بكند، و الا ابوحنیفه هم جلوی امام صادق علیه‌السّلام دكان و دستگاه راه انداخته بود، او هم احكام اسلام را می‌گفت، اما چه احكامی؟!

  • ابوحنیفه با چند نفردر كوفه نشسته بود آمدند از طرف حاكم گفتند فلان شخص یك همچنین كاری را انجام داده، گفت این سرقت است، گفتند حكم سرقت چیست؟ گفت حكم این است كه دستش را ببُرند او هم بلند شد رفت كه به حاكم بگوید و در همان دارالاماره در آنجا دستش را ببرند، وقتی كه رفت شخص راوی من این جریان را در جلد سوم كتاب اسرار ملكوت كه فعلًا در دست نگارشش هستیم به یك مناسبتی آورده‌ام یكی آنجا نشسته بود گفت او گناهی نكرده، تو كه الآن گفتی سارق است او سارق نیست، تقصیر تقصیر آن است این آمده اینطوری انجام داده تو چطور می‌گویی سارق است؟ یك فكری كرد و گفت راست می‌گویی، گفت خب بلند شو برو زود بگو، گفت ولش كن حكم گذشته دیگر، ابوحنیفه نشست، اگر این می‌رفت فایده نداشت باید خود ابوحنیفه می‌فرستاد كه جلوی این را بگیرد، ابوحنیفه نشست و دست یك بی‌گناه را قطع كردند، بخاطر اینكه حرفش دوتا نشود! این رئیس مذهب اهل‌تسنن است! یك همچنین فرد معاندی كه به تعبیر خودش هر فتوایی را كه امام صادق علیه‌السّلام داد من بر خلافش عمل كردم و بر خلاف گفتم آن وقت این آقای ابوحنیفه می‌شود از مفاخر اسلام!! چرا؟ چون در زندان منصور رفته شده از مفاخر اسلام! كسی كه بنشیند تازه یكی از آن را من گفتم انشاءاللَه مطالب دیگرش را خودتان خواهید دید و بفهمد بواسطه حكم غلطی كه كرده دست یك بی گناه را دارند قطع می‌كنند و این آقا همینطور بنشیند نگاه كند و بگوید برای اینكه حرفم دوتا نشود بگذار قطع كنند، اشكال ندارد، مسأله‌ای نیست، چیز مهمی نیست، چرا دست خودت را نمی‌گذاری قطع كنند اگر مسأله‌ای نیست؟

/ 260