
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان. 1 فرد شیعه اگر در مواجهه با حق و باطل حق را کنار گذارد و مصالح خود را بر آن ترجیح دهد قائل به اصالت ماده شده و طرد اصالت روح و معنا کرده است ،گرچه قائل به ولایت امیرالمؤمنین و امام زمان علیهما السلام هم باشد 2 مکتب عرفان مکتب حریت در پذیرش حق و مخالفت با باطل است. 3 بیان علت تألیف جلد دوم کتاب اسرار ملکوت توسط استاد طهرانی 4 انسان باید در روش و مرام خود مکتب اصالت روح و معنا را انتخاب کند. 5 کاری که شریح قاضی انجام داد از همه جنایات لشکر عمر سعد بدتر بود.
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان
توضیحات:
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان. 1 فرد شیعه اگر در مواجهه با حق و باطل حق را کنار گذارد و مصالح خود را بر آن ترجیح دهد قائل به اصالت ماده شده و طرد اصالت روح و معنا کرده است ،گرچه قائل به ولایت امیرالمؤمنین و امام زمان علیهما السلام هم باشد 2 مکتب عرفان مکتب حریت در پذیرش حق و مخالفت با باطل است. 3 بیان علت تألیف جلد دوم کتاب اسرار ملکوت توسط استاد طهرانی 4 انسان باید در روش و مرام خود مکتب اصالت روح و معنا را انتخاب کند. 5 کاری که شریح قاضی انجام داد از همه جنایات لشکر عمر سعد بدتر بود.
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان
17پس بنابراین به این نكته میرسیم هركسی در هر نقطهای از دنیا یهودی باشد، نصرانی باشد، مجوس باشد، ضدخدا باشد، خدا را قبول نداشته باشد، ولی در اعتقادش آیه قرآن كه راجع به مستضعفین است اشاره به همین افراد دارد، مستضعف هستند، مطلب به دستشان نرسیده، فكرشان بیش از این اجازه نداده در مرامش و در فكرش و در ارتباطش با مردم و در مسائل و منافع شخصی و دنیائیاش به صداقت و حریت و انسانیت معتقد باشد این فرد قائل به اصالت معنا و اصالت روح است گرچه خودش هم به این مسأله معتقد نباشد و هر فردی در هر نقطهای از دنیا از شیعیان مدعی صددرصد و هزاردرصد امیرالمؤمنین علیهالسّلام باشد و هر روز اعلام كند، هر صحبتی كه میكند صد بار اسم ائمه علیهمالسلام را بیاورد و خود را به ائمه علیهمالسلام منتسب كند، ولی در عمل مرام آنها را نداشته باشد و بر خلاف برود این فرد متریالیست است و قائل به اصالت ماده است و قائل به نفی الوهیت و توحید و رسالت وامامت وحقیقت و عالم غیب است.
این مكتب مكتبِ اسلام است، در این مكتب كه مكتب اصالت روح و اصالت غیب و اصالت معنا است، در این مكتب احكام اسلامی تشریع شده، این را من میخواستم امروز بگویم نه اینكه انسان برود برای خودش یك فكری بكند و یك برنامهای داشته باشد و یك راهی داشته باشد بعد هم از آن طرف بگوید این احكام اسلام اینطور است و اینها با هم جور درنمیآید، اینها با هم نمیسازد، اگر ما معتقد به احكام اسلام هستیم، اگر معتقد به حقانیت تكالیف و وظایف و شریعت رسول خدا هستیم باید این مسأله تكالیف و نزول وحی بر رسول خدا و انزال فرائض واجبات و محرمات وسایر تكالیف را در این مجموعه بپذیریم در مجموعه مكتب اصالت معنا و اصالت غیب، نه در مجموعه مكتب اصالت ماده، لذا یك گوشهاش را میگیریم با آن گوشه دیگر مخالف درمیآید آن وقت میخواهیم درست كنیم میگوییم اینجا نمیشود آنجا نمیشود.
