
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان. 1 فرد شیعه اگر در مواجهه با حق و باطل حق را کنار گذارد و مصالح خود را بر آن ترجیح دهد قائل به اصالت ماده شده و طرد اصالت روح و معنا کرده است ،گرچه قائل به ولایت امیرالمؤمنین و امام زمان علیهما السلام هم باشد 2 مکتب عرفان مکتب حریت در پذیرش حق و مخالفت با باطل است. 3 بیان علت تألیف جلد دوم کتاب اسرار ملکوت توسط استاد طهرانی 4 انسان باید در روش و مرام خود مکتب اصالت روح و معنا را انتخاب کند. 5 کاری که شریح قاضی انجام داد از همه جنایات لشکر عمر سعد بدتر بود.
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان
توضیحات:
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان. 1 فرد شیعه اگر در مواجهه با حق و باطل حق را کنار گذارد و مصالح خود را بر آن ترجیح دهد قائل به اصالت ماده شده و طرد اصالت روح و معنا کرده است ،گرچه قائل به ولایت امیرالمؤمنین و امام زمان علیهما السلام هم باشد 2 مکتب عرفان مکتب حریت در پذیرش حق و مخالفت با باطل است. 3 بیان علت تألیف جلد دوم کتاب اسرار ملکوت توسط استاد طهرانی 4 انسان باید در روش و مرام خود مکتب اصالت روح و معنا را انتخاب کند. 5 کاری که شریح قاضی انجام داد از همه جنایات لشکر عمر سعد بدتر بود.
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان
12ننویس، تو كه جرأت نداری آنچه را كه بزرگان گفتند به رشته تحریر بیاوری غلط میكنی از قول پدر من و صاحب این مكتب مطلبی را بر خلاف آنچه را كه او یك جلد درباره او نوشته است بخواهی بیاوری، حق نداری همچنین كاری بكنی، تو خیانت به مكتب بزرگان و مكتب اولیاء خدا كردی، ولی در عین حال وقتی از ما میپرسند، میگوییم آقا بروید بخرید و بخوانید چه اشكال دارد؟ بخوانید ایراد ندارد، چرا؟ چون این مكتب مكتب حریت است، مكتب امیرالمؤمنین علیهالسلام میگوید: همیشه سرت را بالا نگه دار، صاف راه برو، سرت را اینطوری پایین نینداز، چشمت را نبند، هی نگو من خَرَم، هی به خودت تلقین خر بودن را نكن، اگر خر هم هستی اقلًا جلوی مردم دیگر نگو من خرم، امیرالمؤمنین علیهالسّلام نمیگوید سرت را بیانداز پایین، چشمت را ببندد، در مقابل افراد كرنش كن و تعظیم كن، میگوید سرت را بالا كن، درست راه برو، در اجتماع درست حركت كن، حرف دهن را بفهم، مؤدب باش، درست صحبت كن، منطقی باش، همه حرفت را میپذیرند و همه هم گوش میكنند، سر را پایین انداختن و تبسم كردن و تواضع كردن و هزار تا شیطان در درون پروراندن این در مكتب علی نیست، این در مكتب قرآن نیست.
مرحوم آقا وقتی از این مسائل مطرح میشد ایشان واقعاً از اینهایی كه یك وضعی دارند و یك قسمی هستند و یك جوری در میان اجتماع میخواهند حركت بكنند و حتماً سرشان را پایین بیاندازند و یك مقدار لنگان لنگان در خیابان حركت بكنند و خلاصه از این بازیها كفرشان در میآمد، بازی است دیگر، نمیدانم دیدید یا ندیدید؟ ایشان وقتی یك همچنین مسائلی مطرح میشد واقعاً آن مقام حریت، مناعت، عزّت اینها را ما میدیدیم، میگفتند: آقا انسان كه احتیاج به این چاپلوسیها و تظاهرات در میان مردم ندارد انسان نیاز به اینكه خود را اینگونه در میان مردم موجه جلوه بدهد ندارد، صاف باید حركت كند، قشنگ و منظم و مرتب حركت كند هركی میخواهد بپذیرد، هر كی میخواهد بگوید متكبر است اصلًا، تكبر غلط است، ولی این تواضع منافقانه، این حالتی كه ما به خود بگیریم وتا تصور شود یك فردی است كه از دنیا اعراض كرده و دراین مسائل نیست این هزاردرجه بدتر است، او در نفس خود صد درجه از تكبر این بدتر است، هزار درجه از تكبر بدتر است، تكبر فقط یك حالتی است كه میگوید من از بقیه بالاترم و اینطوری خودم را نشان میدهم، بقیه هم به او سب میكنند و فحش میدهند و استهزاء میكنند، مسخرهاش میكنند ولی این میخواهد مورد توجه قرار بگیرد، مورد تعریف و تمجید افراد قرار بگیرد و در باطن دارد خود را هی خراب میكند هی دارد پرده میاندازد، هی دارد پوشش ایجاد میكند برای آن مسائل درونی.
