اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان
37فضولی بلند شدید پدر ما را خاك كردید، به چه حقی شما حق ما را تضییع كردید، گفتم من چه حقی را تضییع كردم پدرتان فوت كرده مسلمان بوده بردم در قبرستان مسلمانها دفن كردم گفتند نخیر، و زن او و دخترهای او گریه میكردند میگفت گریه میكردند كه شما حق بزرگی را از ما تضییع كردید گفتم چه حقی؟ گفتند اگر شما دفن نمیكردید ما همین پدرمان را میبردیم به همین مراكز تشریح و اینها میفروختیم، او را تكهتكهاش میكردند چشم و دل و قلوه و بقیه جاهایش را درمیآوردند و هركدام از اینها را میخریدند و شما ما را از رسیدن به یك همچنین حقی محروم كردید!! و به ما ظلم و جفا كردید!! چه جوابی دارید بدهید؟
ببینید این را میگوینداصالت ماده، نه عاطفه دارد، نه رحم دارد، نه محبت دارد، نه وجدان دارد و نه عقل دارد، نه انسانیت دارد، خب تو حیوانی كه فقط به فرانك و یورو و دلار داری فكر میكنی، فقط به این فكر میكنی كه چشمش چقدر ارزش دارد، قرنیهاش را بردارم بروم پیوند قرینه بكنم و كلیهاش را اینكار بكنم.
چرا گذاشتی بمیرد؟ اینها برای تشریع و این حرفها جسدها را میخرند شما ما را از چند فرانك محروم كردید! شما ما را از این مقدار مال محروم كردید! و شما به ما ظلم كردید! میگفتند و تعبیر آنها این بود كه: شما به ما جنایت كردید!! واقعاً خندهدار نیست وقتی كه انسان این مرام و این مكتب را در مقابل مكتب رسول خدا كه میگوید: تری المؤمنین فِی تَوَادِّهِم وَ تَرَاحُمِهِم كَمَثَلِ الجَسَدِ إذَا اشتَكَی بَعضُهُ تَدَاعَی سَائِرُهُ بِالسَّهرِ وَ الحُمی قرار میدهد. مكتب رسول خدا، مكتب انسانیت، مكتب عقل جمعی، مكتب روح جمعی، مكتب انسانیت جمعی و مكتب نفس جمعی و روحانیت جمعی است، آن روحانیتش خیلی از همه مهمتر است.
در مقابل این مكتب؛ مكتب جدایی، مكتب تكروی، مكتب خودپرستی، مكتب خودمحوری، مكتب حرف من، مكتب وجود من، مكتب شخصیت من، مكتب تَرَفُّع و بالارفتن من، مكتب زیردست قرار گرفتن همه افراد نسبت به من، این آن حقایق و آن آموزهها را به ما تحویل میدهد و این مكتب این را میگوید بر اساس این مكتب حالا بیاییم راجع به آن فكر كنیم اسلام ازدواج را پایهریزی كرده، ازدواج بر اساس مكتب اصالت معنا و اصالت غیب است، نه بر اساس مكتب ماده و مادهگرایی و متریالیست كه این دیگر طلب رفقا بماند كه دیگر صدایم درنمیآید.

