اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان
5حركات مرا در آن هنرستان، كه تقریبا آن موقع هنرستان حكم سال آخر دانشگاه را داشت، با مراتب امروزی حكم دكترا را داشت ایشان میگفت: اگر قرار باشد كه روحانی در این دنیا باشد، فلانی كه اسمش را میآورد" حسینی"؛ میگفت: این اگر باشد قابلیت این را دارد، یعنی همان فرد تودهای، همان فرد متریالیست، همان فرد ضد روحانیت، در وجود خودش و در وجدان خودش نمیتوانست صداقت را نفی كند، خیلی توجه كنید، خدا را نفی میكرد با همین فرمولهایی كه در آن زمان درآمده بود و اتفاقاً خیلی هم شدت پیدا كرده بود و به عنوان روشنفكری در آن زمان مطرح بود، مثل الآن كه روشنفكری ما با از بین بردن قرآن و نفی قرآن گُل كرده است، آن موقع هم همین بود آن موقع یك جور، الآن یك جور، الآن ما دیگر از شیعه بودن عارمان شده! و مذهب نوحنبلی درآوردهایم. مذهب نوشمبلی و نوتنبلی و نمیدانم نومنقلی و از این حرفها، آن زمان هم از این نومنقلی و نوشمبلی درآمده بود منتهی صورتش فرق میكرد، آن موقع میگفتند خدایی وجود ندارد و متافیزیكی نیست و همه قضایا در ماده و فیزیك منحصر میشود، و رهبرانشان دكتر تقی ارانی بودند كه آدمهای باسوادی هم بودند من همه كتابهای آنها را در زمان جوانی میخواندم البته الآن هم جوان هستیم منتهی ریشمان سفید شده (مزاح) در همان زمان جوانیمان كه یك مقدار كلهمان بوی قرمهسبزی میداد در آن موقع ما كتابهای اینها را خیلی میخواندیم و مخصوصاً كتابهای دكتر تقی ارانی را كه بعد هم در نوشتههای مرحوم مطهری دیدم كه ایشان هم روی كتابهایشان تأكید داشتند و از آنجا مثال میآوردند، آن زمان یك همچنین وضعیتی بود، الآن هم همینطور الآن هم نوگرایی به زیر سوال بردن قرآن و وحی و زیر سوال بردن امام و كمكم همه چیز. یك دفعه راحت كنید و بگویید خدایی وجود ندارد خیال همه را راحت كنیم اینطور خیال میكنم بهتر است.

