اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان‏

14126
عنوان بصری
ریاضت نفس

اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان‏

35
  •  دارد این احساس صد مقابل در امیرالمؤمنین علیه‌السّلام است چرا؟ چون وجود امیرالمؤمنین علیه‌السّلام یك وجود سِعی است این احساس باید در ما باشد، باید ما یك همچنین احساسی داشته باشیم، ولی بین ما و بین امیرالمؤمنین خیلی فرق می‌كند، ما یك همچنین وجودی پیدا نكرده‌ایم، ما یك همچنین ظرفیت و سِعه‌ای پیدا نكرده‌ایم، ولی اقلًا بدانیم آنها چه كرده‌اند، بفهمیم آنها چه كرده‌اند و ما هم عمل كنیم ما هم بفهمیم، آن ادراك را نداریم و نخواهیم داشت به فكرش هم نباشیم، فقط كسی كه به آن مقام ولایت برسد از شیعیان امیرالمؤمنین علیه‌السّلام او فقط می‌تواند این ادراك را پیدا بكند نه بقیه، در بقیه این مسائل نیست و بی‌خود هم زحمت نكشید، ولی حداقل بدانیم این مسأله واقعیت دارد، صحت دارد، حقیقت دارد و خودمان را نزدیك كنیم، نزدیك كنیم تا به آن مسأله و آن مرتبه برسیم، این اصالت می‌شود چی؟ این اصالت می‌شود اصالت روح و معنا است.

  •  مرحوم آقا می‌فرمودند: بعد از زمان مرحوم آقای بروجردی یكی از افراد از معممین كه شخص فاضلی هم بود مرحوم آقاشیخ مهدی محققی از طرف مرحوم آقای بروجردی رفته بود آلمان و در آنجا مسأله امور اسلامی را به دست گرفته بود، وقتی برگشته بود ایران من رفته بودم برای دیدنش صحبت‌هایی جالبی می‌كرد از نظر فرهنگی، از نظر علمی، از نظر میزان درك واقع، ادراك واقع، درك نگویید غلط است، درك نداریم، ادراك صحیح است میزان ادراكی كه آن جامعه علمی غرب نسبت به مسائل متافیزیك مثل فلسفه و امثال ذلك و اینها دارند، كه خیلی اظهار تأسف می‌كرد صحبت‌هایی می‌شد از جمله مسائلی كه ایشان می‌گفتند این بود كه یك شخص مسیحی بود كه بواسطه صحبت با ما در این مدت كه با ما بود مسلمان و شیعه شد، بعد دیگر ما با او ارتباط داشتیم و البته خانواده‌اش همه مسیحی بودند، زنش و بچه‌هایش مسیحی بودند، ولی این شیعه شده بود تا اینكه این مریض می‌شود و ما هم می‌رویم در بیمارستان و هر مرتبه كه ما می‌رفتیم در بیمارستان می‌دیدیم یك نفر از این افراد خانواده حضور ندارند، لابد می‌گفتند مریض است دارند پرستارها به وظیفه‌شان می‌رسند، ما چرا برویم؟ چند مرتبه من رفتم با این زن و بچه صحبت كردم آخر این پدر شماست مدتی با هم بوده‌اید، شما را بزرگ كرده، چرا نمی‌روید به عیادت او؟ آنها می‌گفتند بیمارستان به وظیفه خود عمل می‌كند چرا ما برویم؟ ببینید، بیمارستان به وظیفه خود عمل می‌كند! ببینید معنایی وجود ندارد، عاطفه‌ای وجود ندارد، حقیقتی وجود ندارد، اصالت اصالت ماده است، متریالیستی است، حالا مسیحی هستند باشند، تا وقتی كه حركت می‌كند و جان در بدن دارد و برای ما مثل خر كار می‌كند با او هستیم و می‌رویم اما وقتی سرش را گذاشت پایین و توانش افتاد دیگر با دیوار و این سنگ و ستون دیگر برای ما تفاوتی نمی‌كند، این مكتب را مكتب اصالت ماده می‌گویند، این شخص فوت كرد و طبق وصیتی كه كرد ما این را بردیم و دفن كردیم و دیگر جایز نبود در آن قبرستان مسیحی‌هاببریم، در یك قبرستان كوچكی كه مال مسلمانها بود ما آنجا دفن كردیم روز دوم شد دیدیم در خانه باز شد خانواده این شخص آمدند و نشستند آنجا و شروع كردند به ما اهانت كردن، سبّ كردن كه آقا شما اصلًا به ما توجه نكردید، شما ما را اصلًا مطرح نكردید، شما بی‌اجازه و با