اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان
3پذیرش حق و واقع نداد، وقتی كه برای او واقع را نشان دادند آن واقع را دروغ ارائه داد، وقتی كه به او حق را نشان دادند آن حق را آمیزهای با مسائل ظاهری معرفی كرد، وقتی كه آمدند عین متن واقع را به او ارائه دادند با توجیهات و تأویلات از پذیرش آن حق و آن واقع طفره رفت، این فرد متریالیست است و قائل به مكتب ماده و اصالت ماده، و قائل به رفض و طرد اصالت روح و اصالت معنا و اصالت توحید است، گرچه به ظاهر شهادتین بر زبان بیاورد و شهادت سوم بر ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام را هم بگوید و خود را مدعی پیروی از ائمه مخصوصاً امام عصر علیهالسّلام هم بداند این فرد متریالیست است، چرا؟ چون در وجودش امام علیهالسلام جائی ندارد، دروغ میگوید، مكر میكند، حیله میورزد، برای تثبیت شخصیت ظاهری خود تمام ارزشها را فدا میكند، این فرد دروغگو است و این فرد متریالیست است.
آنچه كه حقیقت وجودی انسان را تشكیل میدهد عبارت است از معتقدات او و عملكرد او و روش او.
آن معممی كه خود را مبلغ اسلام و مبلغ تشیع و مبلغ اهلبیت معرفی میكند ولی در مقام مواجهه با مسائل واقعی و مسائل مصلحتی مصحلت را ترجیح میدهد این فرد متریالیست است.
عرض كردم خدمتتان، رفقا میدانند مرحوم آقا یك روز در جمع عدهای از دوستان كه شاید حدود بیست یا سی نفر بودند میفرمودند: كه وقتی ما در نجف بودیم نظیر این مطلب را در كتاب وظیفه فرد مسلمان یا در یكی از صحبتهایشان كه ظاهراً در درس است بنده دیدهام، و قضیه دوم را هم خودم در آن مجلس كه صحبت میكردند بنده شنیدم ایشان میفرمودند: با یكی از اعظام از علما البته اسم نبردند و ما هم بعداً سوال نكردیم كه چه كسی بوده، در آنجا یك روز بحثمان شد و خیلی صحبت هم تند شد، صحبت ما این بود كه یك عالم باید همیشه مصالح الهی را در راهش و روشش و گفتارش و تخیلش و خیالش و در فكرش باید مدنظر داشته باشد.

