اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان
25كنار میگذاریم.
پس بنابراین به این نكته میرسیم هركسی در هر نقطهای از دنیا یهودی باشد، نصرانی باشد، مجوس باشد، ضدخدا باشد، خدا را قبول نداشته باشد، ولی در اعتقادش آیه قرآن كه راجع به مستضعفین است اشاره به همین افراد دارد، مستضعف هستند، مطلب به دستشان نرسیده، فكرشان بیش از این اجازه نداده در مرامش و در فكرش و در ارتباطش با مردم و در مسائل و منافع شخصی و دنیائیاش به صداقت و حریت و انسانیت معتقد باشد این فرد قائل به اصالت معنا و اصالت روح است گرچه خودش هم به این مسأله معتقد نباشد و هر فردی در هر نقطهای از دنیا از شیعیان مدعی صددرصد و هزاردرصد امیرالمؤمنین علیهالسّلام باشد و هر روز اعلام كند، هر صحبتی كه میكند صد بار اسم ائمه علیهمالسلام را بیاورد و خود را به ائمه علیهمالسلام منتسب كند، ولی در عمل مرام آنها را نداشته باشد و بر خلاف برود این فرد متریالیست است و قائل به اصالت ماده است و قائل به نفی الوهیت و توحید و رسالت وامامت وحقیقت و عالم غیب است.
این مكتب مكتبِ اسلام است، در این مكتب كه مكتب اصالت روح و اصالت غیب و اصالت معنا است، در این مكتب احكام اسلامی تشریع شده، این را من میخواستم امروز بگویم نه اینكه انسان برود برای خودش یك فكری بكند و یك برنامهای داشته باشد و یك راهی داشته باشد بعد هم از آن طرف بگوید این احكام اسلام اینطور است و اینها با هم جور درنمیآید، اینها با هم نمیسازد، اگر ما معتقد به احكام اسلام هستیم، اگر معتقد به حقانیت تكالیف و وظایف و شریعت رسول خدا هستیم باید این مسأله تكالیف و نزول وحی بر رسول خدا و انزال فرائض واجبات و محرمات وسایر تكالیف را در این مجموعه بپذیریم در مجموعه مكتب اصالت معنا و اصالت غیب، نه در مجموعه مكتب اصالت ماده، لذا یك گوشهاش را میگیریم با آن گوشه دیگر مخالف درمیآید آن وقت میخواهیم درست كنیم میگوییم اینجا نمیشود آنجا نمیشود.

