اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان
23یك كیسه میآیند بیا بگیر دومی بگیر سومی طلا و نقره یك دفعه آخرش كاغذ ابنزیاد میآید، اول نمیآید، لطفاً اینجا را یك امضاء بفرمائید آن هم برمیدارد یك امضاء میكند و تمام شد پرونده دیگر بسته شد، رفت كه دیگر نمیتواند در بیاید، آقا هم فردا این كاغذ را میآورند و میروند بالای منبر و مردم را جمع میكنند و میگویند این هم قاضیتان، این قاضی كه در زمان خلفای راشدین، خلفای اربعه، حتی در زمان علی علیهالسّلام حتی در زمان علی ببینید چه گفته است، آن وقت مردم چی فكر میكنند؟ دیگر مردم آن تهماندهای هم كه دارند شروع میكنند تق و لق شدن دیگر خیلی اینجا قضیه سخت است كاری كه این شریح قاضی كرد از تمام لشگری كه رفتند كربلا كارش سختتر بود، امضای این بود كه این همه را راه انداخت،، فتوی این بود حسینبنعلی از دین خارج شده! و دفعش واجب است! از كدام دین خارج شده؟ این حسینبنعلی علیهالسّلام كه دارد نماز میخواند در شب عاشورا همه میدیدند كه نماز میخواند، تلاوت قرآن بود، از این مسائل بود از كدام دین خارج شده؟ آن حسینبنعلی كه در قبال تیرهای كه میآمد نماز ظهرش را به جا آورد از دین خارج شده؟ اگر ما بودیم میخواندیم؟ چشم بسته است.
چرا؟ چون میگوید من زیر بار بیعت با یزید نمیروم یزید بوزینهباز است و سگباز است و فاحشهباز، یزید خلیفه اسلام فاحشهباز است و من پسر رسول خدا نمیتوانم با یك فاحشهباز و با كسی كه فاحشهها در منزلش میروند میآیند من نمیتوانم بیعت كنم، منِ پسرِ رسولِ خدا نمیتوانم بیعت كنم به عنوان خلیفه مسلمین كه جان و مال و ناموس و همه چیز ما در اختیار ایشان باشد، بیعت اینطوری است دیگر.
هر چه میگویم باید بپذیری، هركاری میكنم باید بكنی، هارون چی گفت؟ گفت هرچی داری به ما بده، گفت مالم را میدهم، ناموسم را میدهم، دینم را میدهم، گفت تمام شد هرچه داری باید بدهی. این میآید این كار را انجام میدهد این از الذین یؤمنون بالغیب میآید وارد میشود در الذین یؤمنون بالظاهر، الذین یؤمنون بالشؤون الشخصیه و الشؤون الاجتماعیه و المصالح و المنافع الدنیویه تمام اینها میآید و او را میگیرد لذا سیدالشهداء میفرماید: اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ ... المجادلة، ١٩ شیطان آمده آنها را در بر گرفته استحوذ میدانید یعنی چه؟ یعنی در چمبره خود گرفتن و هیچ راه نفوذی نگذاشتن، استحوذ یعنی چمبره گرفتن چنان گرفتند كه قدرت برای تنفس و سربالا كشیدن را دیگر انسان از دست داده، البته خودش كرده. ... فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَه ... المجادلة، ١٩ حالا كه این شد دیگر یاد خدا در قلب اینها نمیرود، اگر من پسر پیغمبر بگویم فایده ندارد، پدرم زنده بشود بیاید به اینها بگوید فایده ندارد، رسول خدا هم بیاید و بگوید فایده ندارد میگویند بابا این كه مرده، خیال میكنیم، مكاشفه است، مكاشفات غیر واقعی است، آن هم بیاید بگوید دیگر فایده ندارد ... فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَه ... المجادلة، ١٩ دیگر ذكر خدا در او نمیرود، این میشود اصالت ماده، پس اصالت ماده خیال نكنیم فقط برای یك مشت افراد ملحد و مادهگرا و افرادی كه نفی الوهیت میكنند، نفی صانع میكنند و نفی عالم غیب میكنند است، نه، به این كاری ندارد خود ما هم اصالت مادهای هستیم خود ما هم متریالیست هستیم و خود ما هم اصالت معنا و روح را با دست خود كنار میگذاریم و با روش خود این را

