
اساس تفكر اسلامى بر اساس تعاضد بقاء و كمك به هم نوع
پایه تفکر اسلامی بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع است. 1 انسان باید خودش را در قبال واقعیات حرّ و آزاد نگه بدارد. 2 خداوند برای هریک از افراد بشر آیات و نشانه هایی قرار داده است که در صورت پیروی از آنها شخص به تکامل می رسد. 3 ریاضت نفس به آنچه را که انسان به آن تمایل دارد و احساس لذت می کند تعلق می گیرد، و این مسأله در افراد متفاوت می باشد. 4 پایه و اساس تفکر اسلامی بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع است نه بر اساس تنازع بقاء و محوریت نفس انسان. 5 مسألۀ ازدواج و تشکیل زندگی از جمله موارد بسیار روشن و بارز مسأله ریاضت نفس ومیل نسبت به آن می با شد
اساس تفكر اسلامى بر اساس تعاضد بقاء و كمك به هم نوع
توضیحات:
پایه تفکر اسلامی بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع است. 1 انسان باید خودش را در قبال واقعیات حرّ و آزاد نگه بدارد. 2 خداوند برای هریک از افراد بشر آیات و نشانه هایی قرار داده است که در صورت پیروی از آنها شخص به تکامل می رسد. 3 ریاضت نفس به آنچه را که انسان به آن تمایل دارد و احساس لذت می کند تعلق می گیرد، و این مسأله در افراد متفاوت می باشد. 4 پایه و اساس تفکر اسلامی بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع است نه بر اساس تنازع بقاء و محوریت نفس انسان. 5 مسألۀ ازدواج و تشکیل زندگی از جمله موارد بسیار روشن و بارز مسأله ریاضت نفس ومیل نسبت به آن می با شد
اساس تفكر اسلامى بر اساس تعاضد بقاء و كمك به هم نوع
9و اما همین مطلب در مورد سایر مطالب هم هست حالا در مأكولات همین قضیه است در مورد ملبوسات و لباسها هم همین مساله است، لباسی را كه انسان میپوشد این مساله راجع به او هم خواهد آمد، یك وقتی انسان یك لباسی میپوشد میخواهد این لباسش در نزد افراد یك لباس عادی جلوه كند همین نیتی كه دارد این لباس را برای او تبدیل به ضد ارزش و دوری از خدا و وارد شدن در عالم توهمات و تخیلات میكند. یك وقتی نه این فرض بكنید كه لباس بسیار تمیز و نظیفی میپوشد و منظورش این است كه خب مقضای مجلس یك چنین چیزی است، مقتضای یك چنین موقعیت است و بدون این كه بخواهد تظاهر كند و ریا بكند و برای پوشیدن این لباس بخواهد به دیگران فخر بفروشد، نه، الان اقتضای مجلس این است كه این را بپوشد این هیچ اشكالی ندارد و هیچ سیئهای برای او نمینویسند و هیچ تعلقی ندارد چون میتواند غیر از این را هم انجام بدهد و این مطلب در مورد تمام مسائل است در مورد همه مطالب هست. موقعیتهای اجتماعیانسان، كه دیگر راجع به این صحبت كردن دیگر یك بحر طویلی است كه انتها ندارد و همه نسبت به این مساله اطلاع دارند كه چه طور انسان میتواند خود را محك بزند و در قبال حقایق، موقعیت نفس خود را بیازماید و به سنجش درآورد كه چگونه نسبت به رسیدن به این مقامات، رسیدن به این موقعیتها، رسیدن به این مراتب، برای رضای خدا است یا این كه برای خواست خدا بودن هم یك روپوشی بر این خواستها خواهد بود، خدا هم در این جا یك وسیله و بهانهای برای این مطلب خواهد بود.
این مطلب كه آن چه را كه نفس انجام میدهد در صورت رغبت و اشتیاق به او شكل میگیرد، این مساله میشود مساله تعلقات نفسانی، در قبالش اگر مبنای نفس و مبنای فكر و مبنای حركت انسان، نه بر اساس اشتهای نفس و تعلق نفس و لذت نفسانی، بلكه بر اساس تحصیل رضای پروردگار باشد به هر كیفیت، این میشود مبنای برای تقرب به سوی پروردگار و برخلاف نفس عمل كردن گرچه انسان هم از آن عملی كه انجام میدهد لذت برده باشد، اشكالی ندارد. مگر انسان باید همه كارهایی كه انجام میدهد با تلخی و با ناراحتی و با مشقت و اینها باشد؟ نه، انسان غذا میخورد از آن غذا لذت میبرد، انسان ورزش میكند و از آن ورزش لذت میبرد، برای سلامتی انسان باید ورزش بكند، اگر نكند مریض میشود، میافتد دیگر، هزارتا مرض پیدا میكند، انسان شنا میرود خب از این شنا لذت میبرد، باید هم برود و باید هم انجام بدهد و این خودش یك وسیلهای است.
