
اساس تفكر اسلامى بر اساس تعاضد بقاء و كمك به هم نوع
پایه تفکر اسلامی بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع است. 1 انسان باید خودش را در قبال واقعیات حرّ و آزاد نگه بدارد. 2 خداوند برای هریک از افراد بشر آیات و نشانه هایی قرار داده است که در صورت پیروی از آنها شخص به تکامل می رسد. 3 ریاضت نفس به آنچه را که انسان به آن تمایل دارد و احساس لذت می کند تعلق می گیرد، و این مسأله در افراد متفاوت می باشد. 4 پایه و اساس تفکر اسلامی بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع است نه بر اساس تنازع بقاء و محوریت نفس انسان. 5 مسألۀ ازدواج و تشکیل زندگی از جمله موارد بسیار روشن و بارز مسأله ریاضت نفس ومیل نسبت به آن می با شد
اساس تفكر اسلامى بر اساس تعاضد بقاء و كمك به هم نوع
توضیحات:
پایه تفکر اسلامی بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع است. 1 انسان باید خودش را در قبال واقعیات حرّ و آزاد نگه بدارد. 2 خداوند برای هریک از افراد بشر آیات و نشانه هایی قرار داده است که در صورت پیروی از آنها شخص به تکامل می رسد. 3 ریاضت نفس به آنچه را که انسان به آن تمایل دارد و احساس لذت می کند تعلق می گیرد، و این مسأله در افراد متفاوت می باشد. 4 پایه و اساس تفکر اسلامی بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع است نه بر اساس تنازع بقاء و محوریت نفس انسان. 5 مسألۀ ازدواج و تشکیل زندگی از جمله موارد بسیار روشن و بارز مسأله ریاضت نفس ومیل نسبت به آن می با شد
اساس تفكر اسلامى بر اساس تعاضد بقاء و كمك به هم نوع
21عرض كردم خدمتتان در زمان مرحوم آقا یكی از كتابهایشان به اشكال برخورد كرده بود از نظر اجازه، آمدند به ما گفتند كه ما به یكی از افراد و بزرگان و اعاظم مراجعه كنیم و یك نامهای، توصیهای، آخر شما كه دیگر از این كتابها پول در جیبتان نمیرود، تمام كتابهایی كه مرحوم پدر ما نوشتند یك یكقرانی در جیبشان نرفت، ما این را بگیریم بگذاریم در طاقچه یك دانه یكقرانی، حتی میگفتند ما بعضی از جلدها را از جیب خودمان پول میدهیم به خاطر بعضی مسائل، مشخص است اگر یك كسی در این دنیا پیدا شده باشد كه تألیفاتش برای خدا باشد پدر ما بوده، نمیگویم دیگری نبوده نفی دیگری نمیكنیم، این كه خودمان دیدیم، رفقای ایشان هم دیدند، همه هم دیدند، كه دیگر از ایشان خالصتر، مخلصتر، بدون چشمداشتتر، كسی نبوده، درست شد، خیلی خب حالا چه اشكالی دارد یك توصیهای از جایی برای این چیزهایی كه برای رضای خدا دارد انجام میشود نه برای پول.
حالا این قضیه یادم آمد در خدمت مرحوم پدرمان بودیم یكی از آقایان آمده بود دیدن ایشان، در یكی از شهرستانها بود و اهل تألیف هم بود حالا آن شخص به رحمت خدا رفته او كه مقابل او بود الان حیات دارد و الان زنده است و داشت به مرحوم پدر ما اعتراض میكرد البته هم دورهای ایشان بوده و مثل این كه بعضی از مباحث را با هم بحث كرده بودند در همان زمانی كه طلبه بودند، بعضی از كتابها را با ایشان بحث كرده بودند، مرد فاضلی هم بودند و زحمتكش و فاضل گفت من رفتم برای فلان جلد كتاب تقاضای كاغذ و اینها كردم آن وقت فلان كس آمده پیش من كه آقا این تقاضا كه دادی بده من كتاب خودم را چاپ كنم گفتم آقاجان این را برای ما دادند، به این عنوان، نه، شما رضایت بده! هرچه ما به این میگفتیم، نه، میگفت شما بیا این كار را بكن خلاصه میگفت ما با دعوا و فلان و ایشان هم ناراحت شد و رفت و بعد هم ایشان شروع كرد پشت سر ما بد گفتن!! گفتیم عجب بدهكار هم شدیم ما برای این كتاب تقاضای كاغذ كردیم و چه كار كردیم و حالا این آقا آمده میگوید امتیازش را به ما بده و چه كن، خب این یك جور كه برای خدا كار كردن است، این یك قسم، یك قسم هم فرض كنید كار و تألیفی كه یك چنین بزرگی دارد انجام میدهد.
