
اساس تفكر اسلامى بر اساس تعاضد بقاء و كمك به هم نوع
پایه تفکر اسلامی بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع است. 1 انسان باید خودش را در قبال واقعیات حرّ و آزاد نگه بدارد. 2 خداوند برای هریک از افراد بشر آیات و نشانه هایی قرار داده است که در صورت پیروی از آنها شخص به تکامل می رسد. 3 ریاضت نفس به آنچه را که انسان به آن تمایل دارد و احساس لذت می کند تعلق می گیرد، و این مسأله در افراد متفاوت می باشد. 4 پایه و اساس تفکر اسلامی بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع است نه بر اساس تنازع بقاء و محوریت نفس انسان. 5 مسألۀ ازدواج و تشکیل زندگی از جمله موارد بسیار روشن و بارز مسأله ریاضت نفس ومیل نسبت به آن می با شد
اساس تفكر اسلامى بر اساس تعاضد بقاء و كمك به هم نوع
توضیحات:
پایه تفکر اسلامی بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع است. 1 انسان باید خودش را در قبال واقعیات حرّ و آزاد نگه بدارد. 2 خداوند برای هریک از افراد بشر آیات و نشانه هایی قرار داده است که در صورت پیروی از آنها شخص به تکامل می رسد. 3 ریاضت نفس به آنچه را که انسان به آن تمایل دارد و احساس لذت می کند تعلق می گیرد، و این مسأله در افراد متفاوت می باشد. 4 پایه و اساس تفکر اسلامی بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع است نه بر اساس تنازع بقاء و محوریت نفس انسان. 5 مسألۀ ازدواج و تشکیل زندگی از جمله موارد بسیار روشن و بارز مسأله ریاضت نفس ومیل نسبت به آن می با شد
اساس تفكر اسلامى بر اساس تعاضد بقاء و كمك به هم نوع
20علم امام هم مثل خودمان است، حتی بعضیها بهتر هم میدانند! تقوای امام هم خیلی خوب است ولیشاید بعضیها، بالاتری، چیزی ...، اطلاع بر مسائل هم كه امام مثل ما میماند، خدا بخواهد
فیض روح القدس ار باز مدد فرماید *** دگران هم بكنند آنچه مسیحا میكرد امام هنر نكرده! گاهی اوقات خدا بهش القا میكند همان طوری كه به ما القا میكند در خواب و غیر خواب و امثال ذلك مطلبی به ذهن میآورد به فكر میآورد آن هم همین طور برای امام هم همین طور و سایر مسائل، بله امام یك فرد خوبی بوده از صلحاء بوده ... خیلی ممنون، حالا بگوید فلان هم بوده یا مثلا نعوذباللَه ... گرچه امروزه هم میگویند كه پیغمبر گناه هم میكرده و توبه كرده گفتند و شنیدید دیگه و راست راست هم در مملكت راه میروند و گناه میكرد و بعدش توبه میكرد!!! خب پس با جنابعالی چه فرقی داشت جناب آقای سخنگو آقایی كه فرض كنید این مزخرفات را این تهمتها از لبان نامیمون و سخیف و متعفّن شما این مطالب به خورد جامعه دارد داده میشود، چه فرقی میكرد؟ با تو چه فرقی میكرد؟ درست، واقعا عجیب است، واقعا عجیب است الان داریم میفهمیم ارزش كلام مرحوم علامه طباطبایی رضواناللَهتعالی علیه را كه به مرحوم آقا میفرمودند: كسی كه به راه عرفان نرود و حقایق توحیدی برای او منكشف نشود به مقام ولایت و امامت شناخت پیدا نخواهد كرد.
الان در یك چنین زمینهای و در یك چنین ظرفی برای انسان این قضیه روشن میشود حالا انشاءاللَه اگر خداوند توفیق بدهد این تألیف جدید اگر منتشر بشود رفقا خواهند دید كه بین مساله امامت و ولایت و اختلاف با بقیه بر سر چه مسالهای هست و چه نكتهای هست كه نسبت به او غفلت شده یا تعمداً تغافل در آن جا حاصل شده این مساله مساله چیست؟.
این سیدالشهداء علیهالسّلام یك چنین وضعیتی داشت لا تكن عبد غیرك و قد جعلك اللَه حراً عبد غیر نباش، یك وقت دیگر خواندم یك روایت دیگر از حضرت اگر نظر رفقا باشد كه ظاهرا البته از امیرالمؤمنین علیهالسّلام این قضیه نقل شده از سیدالشهداء علیهالسّلام هم نقل شده به حضرت علیبنالحسین علیهالسّلام كه حضرت میفرماید: و اكرِم نَفسَك عَن كُلِّ دَنِیهٍ وَ ان سَاقَتكَ إِلَی الرَّغائِب فَإنَّكَ لَن تَعتَاضَ بِمَا تَبذُلُ مِن نَفسِكَ عِوَضاً1 خیلی عجیب است اینها را ما باید بنویسیم و در تابلوی منزل خودمان قرار بدهیم و ببینیم، هرروز ببینیم و اكرِم نَفسَك عَن دَنِیهٍ وَ ان سَاقَتكَ إِلَی الرَّغائب فَإنَّكَ لَن تَعتَاضَ بِمَا تَبذُلُ مِن نَفسِكَ عِوَضاً نفس خودت را گرامی بدار عزیز بدار بلندمرتبه و بالاتر خود را فرض كن از هر كار پست و از هر درخواست پست و از هر تقاضای پستی، پستتر از خودت و ان ساقتك الی الرغائب اگرچه تو را به خیلی از تحفهها و گنجها و آن مسائل رغائب به معنای چیزهای طرفه و ثمین و قیمتی را گویند اگرچه تو را به آن جاهای خیلی مطالب برساند تو را فرض كنیم سلطان یك مملكت كند خیلی بالاست اگر سلطان یك مملكت بشود تو را به فلان ریاست برساند فلان مال را در اختیار تو قرار بدهد فلان موقعیت زن و شوهر و زندگی را در اختیار تو قرار بدهد، از هرچه كه از آن مقام انسانیت تو پایینتر است، حالا خودت ببین چی پایینتر است چی بالاتر است؟ سلطان مملكت بالاتر است یا آن مقام عزت نفسی كه خدا به تو داده، كدام بالاتر است؟ رسیدن به فلان پست و مقام بالاتر است یا آن مقام شرافتی كه در آن مقام شرافت مقام خلیفهاللَهی نهفته است و جانشین خدا در روی زمین هستی؟ كدام مهمتر است؟ خیلی عجیب است، خیلی ما ارزشها را فراموش كردیم، موقعیت خودمان را فراموش كردیم آن جوهری كه در وجود ماست، آنها را فراموش كردیم خدا هم ما را به این دنیات مبتلا كرده، چیزهای دنی، پول، مال، ریاست، این طرف آن طرف بزن توی سر این، آبروی این را ببر اینها همه مال چی است؟ به خاطر این كه آن مقام عزت نفس خود را فراموش كردیم فانك نتیجه مساله چی میشود؟ لَن تَعتَاضَ بِمَا تَبذُلُ مِن نَفسِكَ عِوَضاً آنچه را كه از دست دادی هیچگاه در مقابلش بدست نخواهی آورد، آدم وقتی الان صدتومان میدهد شكر بگیرد در مقابل آن صدتومان به او این قدر شكر میدهند خب این در مقابل آن است دیگر، حالا اگر صدتومان بدهد به مقداری كه این قدر شكر بدهد این قدر بهش بدهند خب این دیگر برابری نمیكند آن مقام انسانیتی كه انسان زیرپا گذاشته و برای رسیدن به این چیزهای دنی آن عزت نفس خود را و آزادی خود و جانشینی خدا را فراموش كرده جانشین خدا، تو میدانی به یك جایی برسی كه با یك سر انگشت هزارسلطان در این دنیا خلق كنی، آن وقت برای رسیدن به یك میز و صندلی چوبی كه معلوم نیست این صندلی چقدر قیمتش است؟ پنج تومان، ده تومان، بیایی سرت را خم كنی به دروغ، به تملق، از حقایق دست برداری چشمت را بپوشانی خیلی بدبخت باشد، آدمی كه این طور زندگی میكند خیلی باید بیچاره باشد، از حیوان این آدم پایینتر است، از حیوان پستتر كه چیزی را كه خدا به او داده و در مقام عزت و انسانیت باید آن را خرج خودش كند، گفته برای من فقط تو میتوانی سر به سجده بگذاری تمام، اگر میخواهی عبد باشی عبد من باش عبد من، حر در مقابل دیگران، كرنش در مقابل من سرافرازی در مقابل دیگران.
- بحارالانوار جلد ١٠٠ باب ٨٨ صفحه ٣٩
