
اساس تفكر اسلامى بر اساس تعاضد بقاء و كمك به هم نوع
پایه تفکر اسلامی بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع است. 1 انسان باید خودش را در قبال واقعیات حرّ و آزاد نگه بدارد. 2 خداوند برای هریک از افراد بشر آیات و نشانه هایی قرار داده است که در صورت پیروی از آنها شخص به تکامل می رسد. 3 ریاضت نفس به آنچه را که انسان به آن تمایل دارد و احساس لذت می کند تعلق می گیرد، و این مسأله در افراد متفاوت می باشد. 4 پایه و اساس تفکر اسلامی بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع است نه بر اساس تنازع بقاء و محوریت نفس انسان. 5 مسألۀ ازدواج و تشکیل زندگی از جمله موارد بسیار روشن و بارز مسأله ریاضت نفس ومیل نسبت به آن می با شد
اساس تفكر اسلامى بر اساس تعاضد بقاء و كمك به هم نوع
توضیحات:
پایه تفکر اسلامی بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع است. 1 انسان باید خودش را در قبال واقعیات حرّ و آزاد نگه بدارد. 2 خداوند برای هریک از افراد بشر آیات و نشانه هایی قرار داده است که در صورت پیروی از آنها شخص به تکامل می رسد. 3 ریاضت نفس به آنچه را که انسان به آن تمایل دارد و احساس لذت می کند تعلق می گیرد، و این مسأله در افراد متفاوت می باشد. 4 پایه و اساس تفکر اسلامی بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع است نه بر اساس تنازع بقاء و محوریت نفس انسان. 5 مسألۀ ازدواج و تشکیل زندگی از جمله موارد بسیار روشن و بارز مسأله ریاضت نفس ومیل نسبت به آن می با شد
اساس تفكر اسلامى بر اساس تعاضد بقاء و كمك به هم نوع
16آن محوری را كه گفتم كه بر اساس آن محور، التذاذات نفسانی شكل میگیرد او در همین قضیه هم هست، سختی را میپذیرد زخم شمشیر را میپذیرد، كشته شدن و از بین رفتن و اضمحلال را میپذیرد ولی با لذت، لذت دارد من از حرفم پایین نیامدم من آن موقعیت اجتماعی خودم را لگدمال نكردم این آمده از آن عقب تیرزده بگذار بزند من نمیآیم خودم را پایین بیاورم این میشود چی؟ این میشود عین ذلت، عین بدبختی، عین متابعت از هواء، پس ببینیم ما در صورت سختی هم باز لذت داریم، فقط غذاخوردن و سایر مسائل نیست، حتی ما برخودمان فشارهایی را وارد میكنیم این فشارها بر اساس التذاذ نفس است، لذت میبریم، لذت نبریم این كار را انجام نمیدهیم این كار را ما در پیش نمیگیریم.
پس بنابراین این موقعیتِ حضرت سیدالشهداء علیهالسّلام و این وضعیت حضرت كِی برای ما آن جایگاه خودش را پیدا میكند؟ وقتی كه ما حال امام حسین علیهالسّلام را در زمان ولایت و امامت امام مجتبی علیهالسّلام ببینیم. هیچ حرف نمیزند هیچ كاری انجام نمیدهد، امام اوست به من ارتباطی ندارد، امام اوست هر كاری كه میخواهد خودش باید بكند، امام اوست هر تصمیمی كه میخواهد بگیرد به خود او ارتباط دارد به من ارتباط ندارد. حالا امام مجتبی علیهالسّلام شهید میشود امامت به حضرت میرسد این كه امامت بهحضرت میرسد حضرت نمیگویند حالا كه امامت به من رسیده همه چیز عوض شد، نه همان خط مشی دارد ادامه پیدا میكند لاتكن عبد غیرك و قد جعلك اللَه حرا همان جا سید الشهداء نهیب به خودش میزند حالا كه به امامت رسیدی و بنا بر صلح و استمرار بر صلح با معاویه بوده نیا این جا بگو پس من بهم میزنم، من كه او را قبول ندارم، من همان كسی هستم كه به برادرم اعتراض كردم، حالا موقعیت به دست من رسیده من همه را میگذارم كنار آن كه قرار است ده سال دیگر كشته بشوم الان میشوم، كشته شدن كشته شدن است چه فرق میكند؟ آن كربلایی كه قرار است ده سال دیگر اتفاق بیفتد در زمان رفتن معاویه و آمدن یزید، خیلی خب این را همین الان انجام میدهیم، من یك روز تحمل نمیكنم حكومت معاویه را، حضرت میگوید نه برادرم شرط بسته، معاهده كرده گرچه او تخلف كرده، آن طرف مقابل، چون برادرم این كار را كرده به احترام آن امضاء ولایت، به احترام امضائی كه پای صلحنامه را یك امام كرده، این امضای امام تا وقتی معاویه هست محترم است، این را میگویند چی؟ لا تكن عبد غیرك این جاست این هزاربار از قضیه عاشورا مهمتر است هزاربار از قضیه كربلا مهمتر است این دهسال با معاویه بودن را ما نمیبینیم فقط همان عاشورا را میبینیم هان توپ و نمیدانم توپ و تفنگ و تیر و كمان و نیزه و شمشیر و مقابله با یزید و زیربار ظلم نرفتن و زیر بار ذلت نرفتن، نه، این ده سال را امام علیهالسّلام صبر میكند حكومت معاویه را بر طبق ظاهری كه زیر این ظاهر را امام ا مضاء كرده حكومت معاویه را دست نمیزند كاری با حكومت معاویه ندارد البته كار خودش را میكند، تسلیم نمیشود، آنها هم میدانند، آنها هم میدانند این آدم تسلیم بشو نیست الان به خاطر احترام، مقابله جدی، مقابله علنی، قیام، كودتا بر علیه دستگاه و بر علیه حكومت شام امام علیهالسّلام ندارد. خب این وضعیت حضرت همان وضعیت لاتكن عبد غیرك است خودت را عبد دیگران قرار نده حرفهایی كه دیگران میآیند به تو میزنند درتو اثر نكند. یابن رسول اللَه الان برادرت رفت بلند شو، نه، خودت فكر كن خودت كه الان به امامت رسیدی ببین باید چه تصمیم بگیری این كه دیگران میآیند و هركی بر اساس سلیقه خودش میزند در تو و در مقام عبودیت تو تأثیر نگذارد، تو عبد خدا باش و قد جعلك اللَه حرا خدا تو را حر آفرید.
