
اساس تفكر اسلامى بر اساس تعاضد بقاء و كمك به هم نوع
پایه تفکر اسلامی بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع است. 1 انسان باید خودش را در قبال واقعیات حرّ و آزاد نگه بدارد. 2 خداوند برای هریک از افراد بشر آیات و نشانه هایی قرار داده است که در صورت پیروی از آنها شخص به تکامل می رسد. 3 ریاضت نفس به آنچه را که انسان به آن تمایل دارد و احساس لذت می کند تعلق می گیرد، و این مسأله در افراد متفاوت می باشد. 4 پایه و اساس تفکر اسلامی بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع است نه بر اساس تنازع بقاء و محوریت نفس انسان. 5 مسألۀ ازدواج و تشکیل زندگی از جمله موارد بسیار روشن و بارز مسأله ریاضت نفس ومیل نسبت به آن می با شد
اساس تفكر اسلامى بر اساس تعاضد بقاء و كمك به هم نوع
توضیحات:
پایه تفکر اسلامی بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع است. 1 انسان باید خودش را در قبال واقعیات حرّ و آزاد نگه بدارد. 2 خداوند برای هریک از افراد بشر آیات و نشانه هایی قرار داده است که در صورت پیروی از آنها شخص به تکامل می رسد. 3 ریاضت نفس به آنچه را که انسان به آن تمایل دارد و احساس لذت می کند تعلق می گیرد، و این مسأله در افراد متفاوت می باشد. 4 پایه و اساس تفکر اسلامی بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع است نه بر اساس تنازع بقاء و محوریت نفس انسان. 5 مسألۀ ازدواج و تشکیل زندگی از جمله موارد بسیار روشن و بارز مسأله ریاضت نفس ومیل نسبت به آن می با شد
اساس تفكر اسلامى بر اساس تعاضد بقاء و كمك به هم نوع
10اما اگر همین مساله از آن جنبه التذاذات نفسانی تغییر و تبدل پیدا بكند صرفاً به دنبال این چیزها رفتن و وقت را به اینها گذراندن و آن مساله بهداشت و صحت را فراموش كردن و به یك صرف التذاذ نفسانی، ما میبینیم تغییر جهت و تغییر شكل خواهد داد. این معیار و مبنا برای ریاضت و تعلقات نفسانی و عدم تعلقات نفسانی است.
دراین زمینه خدمت رفقا عرض شد یكی از مسائل بسیار مهم و حساس مساله ازدواج و تشكیل زندگی است. این از جمله موارد بسیار روشن و بارز و آشكار مخالفت نفس و عدم مخالفت نفس است از موارد بسیار بارز و آشكار ریاضت [كشیدن] و ریاضت نكشیدن است از موارد بسیار روشن و واضح و قابل دسترسی، نیاز به مطالعه ندارد، نیاز به فكر ندارد، هر شخصی با اول تصوری كه میكند در خود میتواند به این نكته برسد كه این كاری كه دارد انجام میدهد در آن خداست یا در آن نفس و نفسانیات است؟ این كاری كه دارد میكند این برای واقعا از اطاعت از دستور پرورگار است؟ خب در آن لذت هم باشد، یا این كه نه بر اساس خواست است و بر اساس آن خواست میخواهد این را انجام بدهد منتهی حساب خدا را هم این وسط میكشد جلو، چون خدا گفته فرض كنید مستحب است النِّكاحُ سُنَّتی فَمَن رَغِبَ عَن سُنَّتی فَلَیسَ مِنِّی1 شما مثل این كه از همه روایات و احادیث پیغمبر همین یكی را فهمیدی النكاح سنتی، نكاح سنت است، خب برای بقیه هم سنت است نه فقط برای تو تنهایی!! خیلی خب در این موارد حضرت عالی اقدام بفرمائید، چرا آن را به بقیه افراد حواله میدهید ولیكن موارد دیگر را برای خودتان به النكاح سنتی برمیدارید؟. خدا كلاه سرش نمیرود، ملائكه هم سرش نمیرود، درست شد، حالا سر بنده و امثال بنده كلاه برود كه نمیدانم من یك وضعیت خاصی دارم، موقعیت من این اقتضا میكند حتی گاهی اوقات از بزرگان هم دستور میآوریم ضمیمه میكنیم.
- بحارالانوار جلد ١٠٠ صفحه ٢٢٠
