اساس تفكر اسلامى بر اساس تعاضد بقاء و كمك به هم نوع
4دو برادر را شما میبینید، یك مطلب گفته میشود به دو تا برادر كه نشستهاند، این یكی میپذیرد، اون یكی هی توجیه میكند، خب چرا داری توجیه میكنی؟ چرا تأویل میكنی؟ این حرف كه جای توجیه ندارد الان این دیوار سفید است، سفید است دیگر، توجیه ندارد میگوید سیاه است و شما چشمت نمیبیند، بیماری پیدا كردی داری سیاه را سفید میبینی، میگویی خب من بیماری پیدا كردم این هم بیماری پیدا كرده؟ آن هم بیماری پیدا كرده؟ همه بیمارند فقط تو چشمت درست میبیند؟ میگوید من این حرفها را قبول ندارم!! ببینید نمیخواهد بپذیرد نمیخواهد آن پرده برود كنار برود.
و این از زمانی كه حضرت آدم علینبینا و آله و علیهالسّلام و مادربزرگ ما جناب حوا پایشان را روی این زمین گذاشتند و شروع كردند در این دنیا زندگی كردن و امثال من و شما تكثر پیدا كردن، این قضیه از آن زمان بوده تا الان و تا آخر هم خواهد بود این یك مشكل، مشكلی است كه انسان چه طور بتواند خودش را در قبال واقعیات آزاد نگه دارد، حُرّ نگه دارد، هی برخودش پوشش نیاندازد، هی چادر نكشد روی سر خودش،

