اساس تفكر اسلامى بر اساس تعاضد بقاء و كمك به هم نوع
3یك ریشهاند، از یك موقعیتاند، در یك خانواده هستند، مطلبی را كه انسان میگوید او میپذیرد و این نمیپذیرد، میگوید بابا این حرفها چیست؟ این حرفها مال هزاروچهارصد سال پیش بود الان نمیدانم اتم میشكافند و از این حرفها، فصل، فصلِ تكنولوژی جدید و از این مسائل جدید است! درست، (از این چرندوپرندیات كه همه جا هست) و این حرفها مال آن موقع است، این مسائل مال آن موقع است، خب بابا اگر در كلهات مغز است من هم مال همین موقع هستم، من هم مال همین الآنم، روز جمعه تاریخ چهاردهم ربیع الثانی، خب من هم مال همین امروزم دیگه! چه طور شد تو فهمیدی كه اینها مال هزاروچهارصدسال پیش است ولی من هم كه مال امروزم نفهمیدم؟!! خب ما هم كه همین هستیم، ما هم كه از همین جا آمدیم از جای دیگر كه نیامدهایم، درست، اینها چیست؟ اینها آن بیتوفیقیهایی است كه انسان برای خودش ایجاد میكند و میخواهد هِی روی خودش پرده بیاندازد، هِی خدا و پیغمبر و اولیاء میآیند میخواهند پرده بردارند هِی ما پرده میكشیم رویش، هِی میخواهند یك حجاب از ما بردارند یك مقدار چشممان را باز كند، یك مقدار فهممان را زیاد كنند، یك مقدار بفهمیم اطراف ما چیه، خودمان پرده میاندازیم، هی خودمان را در آن جهل بیشتر گرفتار میكنیم، هی خودمان بیشتر خود را روی آن تعصبهای جاهلی كه ناشی از تقلیدهای كوركورانه و عدم توجه است و خواستهایی كه اینها بر اساس اهواء و بر اساس آراء نفسیه دور میزنند خودمان را در آن محیط میخواهیم گرفتار كنیم و هی پرده بیاندازیم.
یك قضیهای گفته میشود، این قضیه میتواند در فكر انسان تأثیر و تغییر ایجاد كند هی میزنیم كنار، این كه میزنیم كنار یعنی آن پوششی كه دارد از فكر و مغز و وجدانیاتی كه تابه حال بر اساس غلط آن وجدانیات در انسان تمركز پیدا كرده و آن مطالبی كه در ذهن رسوخ پیدا كرده و انسان را از صعود به مراتب تجرّد و مراتب حریت بازداشته و به زنجیر كشیده، آن وضعیت را هی میخواهیم برای خود تثبیت كنیم، هی میخواهیم بگوییم آقاجان ما نمیخواهیم بفهمیم ما همان نفهم سابق هستیم، ما همان اشتباهی كه قبلا میكردیم الان هم میخواهیم روی اشتباه خودمان باقی باشیم درست، خب این طور افراد مگر عنایت خدا شامل حالشان بشود والا راه به جایی نخواهند برد.

