اساس تفكر اسلامى بر اساس تعاضد بقاء و كمك به هم نوع
31هفتهای یكی دو مرتبه اشكال ندارد، مگر برای موارد ضرورت، پزشكی، دارو و درمان و صلهرحم، این مطالب جداست، حالا چی حوصلهمان سر رفته میخواهیم برویم خب برو! چرا به حساب امام حسین میگذاری؟ چرا به حساب خدا میگذاری؟ بگو حوصلهام سر رفته، بگو حوصله ندارم در خانه بمانم، اگر همان موقع كه حوصلهات سر رفته خواهرت میآمد تا دو ساعت وز وز وز میكردی باز هم آن جا بلند میشدی میرفتی؟ هزارتا غیبت و تهمت را به همدیگر میزدید باز هم آنجا میرفتی؟ هان؟ یا نه؟ چه كسی را داریم گول میزنیم؟ چه كسی را داریم فریب میدهیم؟ پدر ما گول نمیخورد آن حرفی كه زد حق است، آن مكتبی كه آورد حق است، هركه میخواهد عمل بكند هركه میخواهد نكند.
تمام مطالبی كه مربوط به ریاضت میشود همه بر آن اساس است آنچه را كه خودمان میخواهیم انجام بدهیم، آن وقت میچرخانیمش هی بهانه درست میكنیم، یا آنچه را كه به ما تكلیف كردند كدام را؟ كدام را میخواهیم انجام بدهیم/ كدام را میخواهیم جامه عمل به آن بپوشانیم؟
امام حسین علیهالسّلامی كه در روز عاشورا قیام كرد ده سال با حكومت معاویه كنار آمد! اینها را ما نمیبینیم اینها را بهش توجه نمیكنیم، فقط روز عاشورا، حسین است، ما حسین هستیم ما دنبال حسین هستیم، حالا نمیگویند ما به امام حسن كاری نداریم! در دلشان یعنی همین دیگر، ولی آن را نمیگویند، ما دنبال حسین هستیم حسین كی است؟ حسین همانی است كه دنبال امام حسن بود، امام حسین علیهالسّلام اتفاقا اكثر عمر خود را در تحت متابعت از برادرش امام حسن قرار داد، چرا اینها را ما نمیبینیم؟ در تحت امامت امام حسن علیهالسّلام قرارداد، ده سال حكومتِ در زمان معاویه را به ادب و احترام امضای برادرش امام حسن علیهالسّلام آن ده سال را گذراند وقیام نكرد و اقدام نكرد بله وقتی كه تمام شد معاویه به درك واصل شد و یزید آمد حضرت فرمود: نه، دیگر ما معاهده و صلح را تا زمان زندگی ننگین این مرد [معاویه] داشتیم حالا كه از بین رفته هیچ تعهدی نداریم اگر برادر من هم بود او هم همین كار را میكرد یعنی امام حسین جایش عوض بشود با امام حسن یك دفعه این شخصیت به آن شخصیت تبدیل بشود، همان جریان كربلا زیر سر امام حسن علیهالسّلام اتفاق میافتاد، شما خیال میكنید امام حسن از جنگ و اینها میترسید آن قدر كه ما در تواریخ داریم از رشادت امام حسن علیهالسّلام اگر بیشتر از امام حسین نبود كمتر نبود، در جنگ جمل، در جنگ صفین، در جنگ نهروان، امیرالمؤمنین علیهالسّلام وقتی امام حسن علیهالسّلام (قلب دشمن) میزد میگفتند بروید او را بگیرید این اصلا نمیداند چطوری دارد میرود و میزند و اگر این لطمه بهش وارد بشود نسل پسر رسول خدا قطع میشود آن قدر كه ما از رشادتهای امام حسن علیهالسّلام در دوران امیرالمؤمنین داریم كمتر راجع به امام حسین داریم او هم بوده، منتهی امام حسن علیهالسّلام بیشتر بود و بالاتر بوده آن وقت او از ایجاد واقعه كربلا میترسد؟ همان طوری كه بعضیها دارند میگویند، از بوجود آوردن این جریان میترسد؟ ناراحت است؟ نگران است؟ وضعش فرق میكند؟ یا نه ما امامت را بر اساس تخیلات و توهمات خودمان پیریزی كردهایم یك امامی درست كردیم كه نه اصلا علمش ... الان كه آمدهاند و گفتهاند علم امام حجیت ندارد و سخنان امام هم حجت نیست و روز به روز مسائل الحمدلله بهتر میشود!

