اساس تفكر اسلامى بر اساس تعاضد بقاء و كمك به هم نوع
27حضرت میرسد حضرت نمیگویند حالا كه امامت به من رسیده همه چیز عوض شد، نه همان خط مشی دارد ادامه پیدا میكند لاتكن عبد غیرك و قد جعلك اللَه حرا همان جا سید الشهداء نهیب به خودش میزند حالا كه به امامت رسیدی و بنا بر صلح و استمرار بر صلح با معاویه بوده نیا این جا بگو پس من بهم میزنم، من كه او را قبول ندارم، من همان كسی هستم كه به برادرم اعتراض كردم، حالا موقعیت به دست من رسیده من همه را میگذارم كنار آن كه قرار است ده سال دیگر كشته بشوم الان میشوم، كشته شدن كشته شدن است چه فرق میكند؟ آن كربلایی كه قرار است ده سال دیگر اتفاق بیفتد در زمان رفتن معاویه و آمدن یزید، خیلی خب این را همین الان انجام میدهیم، من یك روز تحمل نمیكنم حكومت معاویه را، حضرت میگوید نه برادرم شرط بسته، معاهده كرده گرچه او تخلف كرده، آن طرف مقابل، چون برادرم این كار را كرده به احترام آن امضاء ولایت، به احترام امضائی كه پای صلحنامه را یك امام كرده، این امضای امام تا وقتی معاویه هست محترم است، این را میگویند چی؟ لا تكن عبد غیرك این جاست این هزاربار از قضیه عاشورا مهمتر است هزاربار از قضیه كربلا مهمتر است این دهسال با معاویه بودن را ما نمیبینیم فقط همان عاشورا را میبینیم هان توپ و نمیدانم توپ و تفنگ و تیر و كمان و نیزه و شمشیر و مقابله با یزید و زیربار ظلم نرفتن و زیر بار ذلت نرفتن، نه، این ده سال را امام علیهالسّلام صبر میكند حكومت معاویه را بر طبق ظاهری كه زیر این ظاهر را امام ا مضاء كرده حكومت معاویه را دست نمیزند كاری با حكومت معاویه ندارد البته كار خودش را میكند، تسلیم نمیشود، آنها هم میدانند، آنها هم میدانند این آدم تسلیم بشو نیست الان به خاطر احترام، مقابله جدی، مقابله علنی، قیام، كودتا بر علیه دستگاه و بر علیه حكومت شام امام علیهالسّلام ندارد. خب این وضعیت حضرت همان وضعیت لاتكن عبد غیرك است خودت را عبد دیگران قرار نده حرفهایی كه دیگران میآیند به تو میزنند درتو اثر نكند. یابن رسول اللَه الان برادرت رفت بلند شو، نه، خودت فكر كن خودت كه الان به امامت رسیدی ببین باید چه تصمیم بگیری این كه دیگران میآیند و هركی بر اساس سلیقه خودش میزند در تو و در مقام عبودیت تو تأثیر نگذارد، تو عبد خدا باش و قد جعلك اللَه حرا خدا تو را حر آفرید.

