اساس تفكر اسلامى بر اساس تعاضد بقاء و كمك به هم نوع
20ما در همه جا هم دیدیم، در این انتخاباتی كه در كشورهای دیگر انجام میشود تا احساس میشود آن رقیب دارد در وجه اجتماعی پیشی میگیرد یك دفعه یكی از مسائل خصوصی مطرح میشود، آقاجان مسائل خصوصی چه ربطی دارد؟ چه ارتباطی دارد به این مسائل؟ این چه حسابی دارد؟ این معلوم است چی است؟ این خداست؟ این انسانیت است؟ حالا خدا را هم میگذاریم كنار فرض كنید در كشورهای دیگر كه مادیگری در آنها خیلی قویتر و شدیدتر است، حالا انسانیت داری یا نداری؟ ارزش های انسانی را قبول دارید یا ندارید؟ نه، چرا؟ اصل بر اساس تنازع بقاست من باشم برای بودن من چارهای جز افشاء این عمل خلاف نیست این است، من باشم برای بودن من و استمرار حیات من و حیات سیاسی من و حیات اجتماعی من چارهای جز آبروریزی نیست، پس آبرویش را ببرم، حالا به خدا هم كاری نداریم بالاخره این اصول اصولِ انسانی هست یا نیست؟ كمونیستها هم این حرفها را قبول ندارند، بالاخره یك اصول انسانی داریم یك اخلاق انسانی داریم، یك روش انسانی داریم، حالا در مسیحیت باشد خب باشد در یهودیت باشد در اسلام باشد در تشیع باشد هرجا این اصول انسانی در آن جا اعمال شود آن جا محوریت رضا و محوریت خواست و مشیت پروردگار است حالا آن میخواهد در جامعه یهودیت باشد اشكال ندارد اگر جامعه یهودی بخواهند بر اساس اصول انسانی و مبانی انسانی و فطری امانت، صداقت، نوعدوستی، كمك، مساعدت نه تنازع بقاء و زدن

