اساس تفكر اسلامى بر اساس تعاضد بقاء و كمك به هم نوع
19است آیا ما قائل به اصالت ماده هستیم و تنازع بقا یا قائل به اصالت معنا و تعاضد بقا؟
قانونی كه الان در دنیا حاكم است آن قانون، قانون تنازع بقاست دنیا بر اساس تنازع بقاء حركت میكند، ارتباطات بین ملل را تنازع بقاء تشكیل میدهد سنگ بنای اساسی در بین روابط و بین كارها و اموری كه در جوامع امروزی حتی در جوامع قبلی، منتهی در امروزی خیلی قویتر و خیلی شدیدتر وجود دارد، آن سنگ اصلی بر تنازع بقاست، چون من میخواهم بمانم باید این كار را انجام بدهم، حالا اصل بقاء من است، اصل بقاء موقعیت من و حفظ من و طولانی شدن عمر من و استفاده من و تمتع من و بهرهمندی من و التذاذات من تمام اینها به من برمیگردد بر این اساس كارهای خودم را و ارتباط خودم را با دیگران تنظیم میكنم، اگر موافق افتاد كه هیچ و الا حذف میكنم این اصل، اصل تنازع بقاست در همه ممالك در همه اجتماعات و در همه جاها این اصل حاكم است احزابی كه با همدیگر در موارد مختلف در دنیا هست، استثنا هم ندارد، در دنیا احزابی كه میبینید این احزاب با هم در تعارض هستند، بیننا و بیناللَه، بینكم و بیناللَه چند درصد این اختلاف مال خداست؟ چند درصدش به خدا برمیگردد؟ اگر یك درصدش برگردد امكان ندارد صددرصد من باشم تو نباشی این حزب میگوید من باشم یا افراد جمع میكند تبلیغات میكند آقاجان واقعا الان در خودت كه داری نگاه میكنیم افرادی كه مربوط به خودت هستند یعنی تمام افراد از همه آن چه كه در این مملكتند لایقترند از همه آن چه كه در این مملكند قابلیتشان بیشتر است یا نه؟ خودت هم میدانی فلان كس قابلیتش بیشتر از این است ولی چی؟ من، حزب من، ارتباطات من، اجتماعیات من، جامعه من، شهرت من، سیت من، وضعیت من، موقعیت من همه در این جا چی است؟ همین است و آن مقدار یك دیگر را طرد میكنند كه به حذف واقعی و فیزیكی منتهی نشود، حالا اگر هم در یك جا شد به نحوی كه خطری پیش نیاید این كار را انجام میدهند و الا تا جایی كه ممكن است.

