حقیقت وحی وکیفیت نزول آن بر قلب پیامبر اكرم
9میدهند، در مواقع دیگر حضرت یك مطلب خارجی را بیان میكند، حضرت در قضیه جنگ موته در مدینه نشسته بودند و قضایای جنگ موته را برای مردم بیان میكردند، ولی هیچ كدام آنها آیه قرآن نیست، كلماتی است عادی مثل سایر كلماتی كه انسان در طول روز و شب در وقایع خارجی در روزمره در معاشرت و محاورات خود این كلمات را بیان میكند. آن واقعیت خارجی و آن واقعیتی كه بر قلب رسولاللَه نسبت به قضایای واقعیه در مراتب مختلف، این یك مطلب خیلی دقیقی است و مساله خیلی ظریفی است كه فضلا و رفقایی كه اهل معنا و اشارات هستند میتوانند در این مطلب تأمل كنند و به آن برسند كه علت فرق بین این كلمات قرآن با كلمات دیگر رسول خدا، با اینكه هردوی اینها حكایت از واقعه خارجی میكند، با اینكه هردوی اینها حكایت از آن حقیقت خارج میكند چیست؟.
و این مطلب در كلمات بزرگان و عرفا هم همینطور است، آن مطالبی كه بزرگان و عرفا در كتب خودشان ذكر كردند، مگر آن حالات خودشان را به صورت قلم و بیان نیاوردند؟ آنها هم همان مطالب و مشاهدات خودشان را به این كیفیت بیان كردند، پس فرق بین قرآن و آن كلمات اولیاءالهی و عرفاءباللَه چیست؟ آیا در این است كه این كلمات به صورت خاص جملهپردازی شده و به شكلی خاص درآمده؟ كه فا باید الان اول باشد بعد تا باشد؟ و نمیشود اول تا باشد بعد فا؟ فرق این است؟ خب اینكه چیز مهمی نیست، این همین تركیب و مونتاژی است كه یك شاعر در اشعار خودش میكند، یك مطلبی را میخواهد بیاورد یك مفهومی را میخواهد ذكر بكند این مفهوم را گاهی در سه یا چهار خط یا سطر بیان میكند، گاهی همین مفهوم را در یك خط شعر بیان میكند.
مرحوم آقا میفرمودند بعضی از این اشعار جناب حافظ احتیاج به یك جلد كتاب شرح دارد از جمله فرض بكنید یكی از اشعارش همین است در آن شعر اول كه قصیده اولش است

