حقیقت وحی وکیفیت نزول آن بر قلب پیامبر اكرم
7قرآن در آنجا مستقر بود ما به آن حقایق آنجا مطلع میشدیم؟ نمیشدیم، پس آن وقایع و آن حقایق با تغییرش به صورت لفظ، با تغییرش به صورت كلمات، شما وقتی كه یك واقعه را میبینید، وقتی یك قضیه را میبینید، مثلا حركت كردهاید و آمدهاید در اینجا فرضا از تهران حركت كردهاید یا از شهرستانهای دیگر حركت كردهاید و آمدهاید به قم برای زیارت حضرت معصومه (سلاماللَهعلیها) در درجه اول، و بعد برای شركت در این مجلس در درجه دوم، باید مراتب محفوظ باشد، كسی كه میخواهد به قم بیاید و در این مجلس شركت كند، قصد اول او نباید این مجلس باشد، باید زیارت حضرت معصومه (سلاماللَهعلیها) باشد آن مهم است و آن اصل است، و این فرع است، این در زیر مجموعه آن حقیقت قرار دارد، اگر در آنجا این مطلب انجام شد و زیارت شد از این مجلس هم ما بهرهمند میشویم والا اگر زیارت حضرت معصومه (سلاماللَهعلیها) را نكردیم از این مجلس بهرهمند نخواهیم شد مطلقا، هدف اصلی از آمدن به قم باید زیارت حضرت معصومه (سلاماللَهعلیها) باشد و بعد در كنار بركات حضرت معصومه (سلاماللَهعلیها) خب بالاخره كنار هم مینشینیم و صحبتی میكنیم و چندجملهای رد و بدل میكنیم و رفقا و دوستان رامیبینیم و مورد لطف دوستان و رفقا هم قرار میگیریم این یك مطلب دیگری است، این مساله را رفقا باید دقت داشته باشند.
این مسافتی را كه طی كردیم تا اینجا آمدیم این مسافت تمامش حقایق و وقایع خارجیه بود در این بیابان كوه دیدیم، صحرا دیدیم، ابر دیدیم، ماشین دیدیم فرض بكنید باد و باران و برف دیدیم، خورشید دیدیم، گرما دیدیم، خیلی چیزها دیگر، تا اینجا خیلی مسائل بود، حالا میآییم آن مسائل و آن حقایقی را كه در طول این مسیر با چشم دیدیم آن مطالب را تبدیل به حرف میكنیم توجه كردید؟ آن كوهی را كه با چشم دیدیم، آن كوه الان تبدیل میشود به كاف و واو وها این كاف و واو وها حرف نیست، واقعیتی است كه چون این واقعیت را از آنجا كه نمیشود آورد و در این مجلس قرار داد، این حروف نماینده و وكیل آن واقعیت خارجی است كه مورد مَرعی و مَسمَع ما قرار گرفته، شنیدیم، دیدیم، لمس كردیم و الان آن حقایق را به صورت حرف داریم بیان میكنیم.

