حقیقت وحی وکیفیت نزول آن بر قلب پیامبر اكرم
11هم در اینجا پیدا شد و آنجا وارد میشدم میدیدم نه، باز هم مطلب بالاتری هست و ... و ماندم و دیگر ول كردم و رشته تفكر و رشته تأمل را رها كردم. همینقدر بگویم كه تمام قوس صعود و نزول را در این یك خط شعر ایشان بیان كردهاند و تمام آمدن ما، انا لله و انا الیه راجعون را، كیفیت آمدن از بهشت را در این دنیا و گندم خوردن و دور افتادن و بعد دنبال آن هدف رفتن و فراق و درد فراق و هجران كشیدن و بخاطر آن وصل آن عشق را و آثار و تبعاتش را تحمل كردن و صدماتی كه در این راه نصیب میرسد و مسائلی كه در این راه هست، همه اینها را در این یك خط بیان كرده خب كی مطلب را میفهمد؟ هزاران هزار نفر میآیند و شعر را میخوانند و شعر حافظ هم میخوانند و با موسیقی هم میخوانند و با دلنگ و دلونگ میخوانند و اصلا نمیدانند كه خواجه از آنها بیزار است و آنها را لعنت میكند تا روز قیامت كه اشعاری كه آن اشعار را باید با رَوح و ریحان به مردم جلوه داد با تار و طنبور میآیند برای مردم میخوانند! آقا شعرِ تار و طنبوری خیلی زیاد است از این بند تنبونیها، چرا دیگر آدم سراغ شعر حافظ بخواهد بیاید و آنها را ملوّث كند با آلات موسیقی و آنها را خراب كند و از بین ببرد و مشوه بكند؟ چرا انسان این كار را انجام بدهد؟
انسان همین اشعار را میتواند با بهترین صدا و با زیباترین صدا بخواند، چه اشكالی دارد صدا هرچه زیباتر باشد بهتر است، حالا فرض كنید كه صداهای دیگری هم ضمیمه بشود، خود این صدا، خود این نغمه، نیازی به چیز دیگری ندارد، انسان بیاید اشعار را بخواند.
اتفاقا بزرگان به شنیدن صدای خوش خیلی راغب بودند و خیلی آنها را مؤثر میدانستند، انشاءاللَه این بحثش بماند در وقت و فرصت خودش و مضرّاتی كه همراه با صدای خوش بواسطه موسیقی برای انسان پیدا میشود این باشد طلب رفقا انشاءاللَه تا وقت خودش. این شعر كه دارای این مرتبه عالی هست، این شاعر آمده این مفاهیم را جمع كرده، این حقایق را جمع كرده و در این قالب آمده آنها را بیان كرده، پس بنابراین باید بگوییم قرآن هم مثل همین اشعار است و فقط قرآن در مرتبه بالاتری هست؟، نه، این نیست. الان ما میتوانیم از نظر حكم شرعی بر این حروفات و كلماتی كه از بزرگان آمده آیا دست بیوضو میتوانیم بگذاریم؟ خب بله انسان میتواند دست بگذارد، البته بخاطر احترام و ادب و اخلاق صحیح نیست، كلام بزرگان، كلام اولیاءالهی محترم است و معزّز است و انسان باید با طهارت برخورد كند، ولی از نظر حكم شرعی ظاهری ما روی آیات قرآن دست بیوضو نمیتوانیم بگذاریم ولی روی اشعار میتوانیم بگذاریم خب این دیگر یك چیز طبیعی است، و حكم ظاهری است، چرا ما نمیتوانیم روی كلمات قرآن دست بیوضو بگذاریم؟ آیا این یك حكم ظاهری است؟ آیا منشاء و دلیل ندارد؟ یا اینكه این حقایقی كه الان نازل شده است و بصورت این الفاظ ترتیب یافته است و این ترتیبش هم نه اینكه جبرائیل او را ترتیب كرده و مونتاژ كرده همانند شاعر، نخیر، نه میكائیل اینها را مونتاژ كرده، نه جبرائیل و نه عزرائیل و نه خود پیغمبر، بلكه مونتاژكننده این حروف نفس ذات پروردگار است، همان ذاتی كه آن حقایق را در آن عوالم ربوبی به واسطه ظهور اسماء و صفات كلّیه خودش به منصه ظهور و تحقق و تكوین درآورده، آن حقایق از آن جایی كه تمام مراتب عالم وجود را میگیرد در نزولش به قلب رسول اللَه با این كیفیت حروف نازل شده است، نه یك كلمه این طرفتر و نه یك كلمه آنطرفتر، به نحوی كه اگر ما بخواهیم دو تا از این كلمات را جایش را عوض بكنیم، همهاش به هم میریزد، مثلا فرض

