حقیقت وحی وکیفیت نزول آن بر قلب پیامبر اكرم
35همه را به آن مرتبه اعلاء و مرتبه عالی رساند، عید، عیدغدیر است، عید ولایت است، این عید ائمه، اما دیگر عید نوروز را ما از كجا داریم؟ عید نوروز چی است؟ سال برگشته آمده سر جای اولش پس عید بگیریم و خوش باشیم!، عید بگیریم زمین یك دور، دور خورشید چرخید پس عید بگیریم دست بزنیم، واقعا بنشینیم فكر كنیم، اصلا گیرم پیغمبر فرمودند كه یك سال كه گذشته شما عید بگیرید، اگر از پیغمبر سوال بكنیم این یك سال كه گذشته عیدش برای چیست؟ پیغمیر چه جواب میدهد؟ خب یك سال گذشت كه گذشت من چكار كنم؟ یك سال گذشت، وانگهی این یك سال گذشتن را چرا ما از اول نوروز قرار بدهیم از اول زمستان قرار بدهیم، زمستان به زمستان میشود یكسال و عید، خب اول زمستان جشن بگیریم، نوروز ما را اول پاییز قرار بدهیم؟ اتفاقا خیلی هم قشنگ است برگهای درخت زرد است و میریزد و خیلی هم منظره قشنگی دارد، اول تابستان قرار بدهیم میوه و خربزه و ... خلاصه اهل معنا به اینها بهتر میرسند به این منویات بهتر میرسند، درست شد، یعنی چه؟ اول سال باید اول نوروز باشد تا اینكه یكسال گذشته باشد، این از لحاظ عقلی جور درنمیآید، درست شد، پس بنابراین باید به این مطلب توجه داشته باشیم ظهور ما در اجتماع نباید به عنوان فردی باشد كه از این قضیه خوشحال است و این را عید گرفته افرادی كه میرویم صِلِهرَحِم میكنیم این صلهرحم اشكال ندارد رفتن این طرف و آن طرف اشكال ندارد، مسافرت اشكال ندارد، بالاخره فرصتی پیش آمده و لكن بروز و ظهور به این كیفیت (عید) نباید باشد، اگر به این كیفیت باشد مخالف با دستور شرع و مبانی اهل شرع خواهد بود، انشاءاللَه از خداوند بخواهیم كه خداوند ما را نسبت به حقایق بینا و بصیر كند و توفیق عمل بر آنچه كه مورد رضای الهی است به ما عنایت فرماید. انشاءاللَه اگر خداوند توفیق بدهد بنده قصد دارم به زودی زود راجع به این مساله رسالهای بنویسم و در آنجا مطالبی خدمت رفقا و دیگران بگویم و این مطالبی كه نقل میشود و این احادیث مجعوله و مندرآوردی كه متاسفانه مرحوم حاجشیخعباس (قمی) هم در مفاتیح از این مطالب نقل كرده مورد نقد و بررسی قرار خواهم داد، بنده این را خدمتتان عرض بكنم قبل از تألیف این قضیه طبق تحقیقی كه انجام دادم و بیش از بیست و چهار نسخه خطی مدرك این روایات را بنده دیدم و برای من مسلم شد كه این روایت، روایت جعلی است و اصلا صحت ندارد، انشاءاللَه توضیح بیشتر را بعداً بطور مبسوط خواهیم گفت این مسائلی كه نقل میشود اینها سند ندارد و روایت همان است كه امام موسیبنجعفر علیهالسّلام فرمودند در وقتی كه منصور دوانیقی آن حضرت را دعوت كرد برای مراسم عید نوروزِ خودش در مدینه، وقتی كه آنجا آمده بود، چون بالاخره از این سنن فُرس به آن منطقه سرایت كرده بود، در آن زمان یعنی از زمان عبدالملك مروان، تاریخ مفصلی دارد كه چطور به واسطه آمدن بعضی از ایرانیان در دربار حكومت بنیمروان كمكم این آداب عجم وارد دستگاه بنیمروان و بعد هم بنیعباس شد و بسیاری از آنها كارهایشان را بر اساس آن سیره و روشهایی كه از آداب فرس گرفته بودند انجام میدادند، منصور دوانیقی موسیبنجعفر علیهالسّلام را دعوت میكند برای آمدن به مراسمی كه ترتیب داده بود، حضرت در جواب میفرمایندكه: إنّی فَتَّشتُ الاخبار عَن جَدّی رَسولاللَه صلیاللَهعلیهوآله فَلَم أَجد لِهذا خبراً و إنّه سُنَّهُ لِلفُرس

