اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت وحی وکیفیت نزول آن بر قلب پیامبر اكرم‏

15016
عنوان بصری
ریاضت نفس
نسخه عربی

حقیقت وحی وکیفیت نزول آن بر قلب پیامبر اكرم‏

3
  •  آورد و وقفه ایجاد كند، اینها مطالبی است كه مربوط به امور فیزیكی است كه به بدن انسان برمی‌گردد صوت، رایحه، بوی خوش، چشیدنی‌ها، مسموعات، لمس‌ها، مأكولات و مشروبات، و در مقابل اینها نفس نسبت به اموری دیگری هم اشتیاق و التذاذ دارد مثلا نسبت به شخصیت‌طلبی، محبوب شدن در میان افراد و انفاس، مورد توجه قرار گرفتن، شهرت او در همه آفاق پیچیدن، معروف شدن، مشهور شدن، اسم او را همه جا بردن، نام او را در همه‌جا ذكر كردن، از یاد و خاطره او در همه‌جا تجلیل كردن، و ...

  •  خدا رحمت كند گذشتگان همه را، مرحوم والد رضوان‌اللَه علیه چندبار به من این مطلب را فرمودند، به صور مختلف و به اشكال مختلف، مخصوصا در یكی دو سه سال آخر حیات ایشان، البته باز بعد از این جریان هم این مطالب را ایشان به انواع مختلفی به من تذكر می‌دادند، بعدازظهری بود من خدمت ایشان رسیدم یك قضیه‌ای پیش آمده بود و كسی اتفاقا از آن قضیه اطلاع نداشت و من بواسطه آن قضیه كه در شُرُف انجام بود، خب طبعاً وضعیتم تغییر پیدا می‌كرد و شهرتی پیدا می‌كردم و هیچ كس از آن مساله مطلع نبود، یعنی هیچ احدی مطّلع نبود، همین كه خدمت ایشان رسیدم بعدازظهر طبق معمول ایشان از آن اتاق آمدند بروند به اتاق دیگر در همان حال به من برخورد كردند و سلام علیك كه كردیم گفتند:" فلانی اگر خیر دنیا را می‌خواهی ناشناخته بمان و اگر خیر آخرت را می‌خواهی ناشناخته بمان" این را ایشان گفتند و رفتند دنبال كارشان خب من متوجه شدم كه مساله به چه قضیه‌ای برمی‌گردد، مطلب ایشان به چه مساله‌ای برمی‌گردد و بعد واقعا متوجه شدم و دیدم كه بزرگترین آفت برای دین و سعادت انسان همین مساله است، مساله مشهور شدن، مساله معروف شدن، البته یك وقتی خب خواست خداست كه انسان معروف و مشهور بشود این یك مطلبی است، خواست خداست بر اینكه این طرف و آن طرف صحبتی بشود، این یك مطلبی است، ولی یك وقتی انسان خودش برای این مطلب قدمی برمی‌دارد انسان خودش برای سید و شهرت خودش هم كاری انجام می‌دهد، انسان هم خودش یك چیزیش می‌شود! خیلی لُری و خودمانی و بعد به حساب خدا می‌گذارد، خودش یك چیزیش می‌شود می‌گوید: خواست خدا بود! تكلیف بود! چاره‌ای نیست! نه آقاجان خواست خدا نیست، خواست خود سركار است. خواست خدا این نیست، خواست خدا این است كه شمادر خانه‌ات بنشینی و به هیچ كاری هم دست نزنی، منتهی ما تصور می‌كنیم كه تمام لوح و قلم باید فقط در اختیار ما باشد و جبرائیل و میكائل در اختیار ما باشند، ولی مطلب اینطور نیست.