حقیقت وحی وکیفیت نزول آن بر قلب پیامبر اكرم
25میگویند من قانون را نوشتهام بگویید آن را بیاورند، قبل از اینكه كتاب به دست ایشان برسد ایشان شروع میكند آن قانون را درس دادن یك ماه بیشتر یا كمتر كه میگذرد تا به دست ایشان برسد، شاگردها وقتی تطبیق میكنند میبینند یك واو ایشان كم و زیاد از آنچه كه نوشته نگفته، اینطور نقل میكنند، راجع به این حافظه عجیب و غریب بوعلی، بوعلی از نظر خصوصیات ظاهری و خصوصیات نفسی غیرعادی بوده هم گوشش و سمعش غیرعادی بوده، هم چشمش غیرعادی بوده، و هم حافظهاش غیرعادی بوده، بالاخره هستند افرادی یا حتی بالاتر از او هم ممكن است باشند، خب این مساله را ما میتوانیم اینگونه توجیه كنیم.
بعد من یك مطلبی به نظرم رسید گفتم كه شاید مطلب گفته نشده حالا بوده و گفته نشده والا ما همه این مطالب را از خود بزرگان یادگرفتیم و آن این است كه فقط اینطور نبوده كه خود آیه در نفس پیغمبر قرار بگیرد و از بین نرود نه، البته این بوده ولی بالاتر از آن، این است كه آن حقایقی كه این آیات از آنها حكایت میكند، آن حقایق در نفس پیغمبر قرار گرفته و آنها دیگر مگر میشود عوض شوند و تغییر پیدا كنند؟ چون حروف نبوده، شاید الان فرض كنید در نفس پیغمبر نگاه بكنید هیچ حرفی را نبینید، هیچ كلمهای را مشاهده نكنید، ولی وقتی كه آن حضرت میخواهد آن حقایق را بیان بكند همان آیه را میگوید كه بیست و سه سال پیش نازل شد همان را میگوید چرا؟ چون آن واقعیت در خودش هست همان واقعیت در نفس پیغمبر است.
از اینجا بالاتر برویم یا نرویم؟ برویم؟ بگویید عیب ندارد برویم بالا هرجا شد، واقعیت بالاتر این است كه آن حقایق خارجیه متولد خود نفس پیغمبر است نه اینكه آن وقایع آمده و در نفس قرار گرفته و او نسبت به این وقایع اشراف پیدا كرده است.

