حقیقت وحی وکیفیت نزول آن بر قلب پیامبر اكرم
23میآید؟ وقتی همه با هم آمد پس پیغمبر برای چه فكر تقدیم و تأخیر را عوض و بدل كند؟ اصلا مگر میتواند بكند؟ نه اینكه صحبت، صحبت خاص و اختیار و امثال ذلك است، مگر رسول خدا میتواند سوره حمد را قبل از سوره قل هو اللَه احد و توحید بیاورد بر فرض اگر آن اول آمده، اول باید آن بیاید، چرا؟ چون در نظام نزول این حقایق، باید این سوره الان بیاید اگر رسول خدا جایش را عوض كند پس كل آن قضایا همهاش به هم میریزد، همهاش از بین میرود، در حالتی كه رسول خدا معصوم است و معصوم كسی است كه بتواند و شایستگی و قابلیت این را داشته باشد كه نفس حقیقته الواقعیه و نفسالامر و آن واقعیت را به كلمات و به حروف دربیاورد، این قابلیت را دارد، بیش از این نه، یعنی آن مرتبه تجلی وقایع بر نفس رسول خدا اقتضا میكند كه آن مرتبه تجلی عیناً به این چیزها دربیاید.
در یكی از همین كتابهای مرحوم آقا است در كدام است در كتاب مربوط به مرحوم علامه طباطبایی رضواناللَهعلیه (مهر تابان) است در آنجا دیدم، این مطلب است كه یك روز ایشان از مرحوم علامه طباطبایی رضواناللَهعلیه سوال میكنند: این چه قضیهای بوده كه وقتی كه یك آیهای بر رسول خدا نازل میشد اگر ده سال از این نزول این آیه میگذشت رسول خدا همان آیه را میآمد عیناً همانطوری كه بود بیان میكرد و نمیگفت یادم رفته و فرض بكنید این در آن موقع آمده یا مثلا آیه را یك قدری با تأنی بیان كند یا اشتباهی در كیفیت بیان باشد چون یك بار اشتباه از بیان یك آیه در زمان حیات رسول خدا دیده نشده است، مثلا فرض كنید بیست وسه سال پیش آیاتی آمده، آن صوری كه در مكه بر رسول خدا نازل شد و پیغمبر در سال دهم هجرت از دنیا میروند بیست و سه سال طول میكشد در آن موقعی كه رسول خدا میخواهند رحلت كنند به همان مقدار بر آیات قرآن اطلاع دارند و اشراف دارند و حضور ذهن دارند كه در همان موقع نزول بوده مرحوم آقا از علامه طباطبایی رضواناللَهعلیهما سوال میكنند كه علتش چیست؟ حالا میدانند نه اینكه خدا نكرده بنده بخواهم نسبت به این قضیه ... مقام چه مقامی بوده ما اطلاعی نداریم، پاسخی كه علامه طباطبایی رضواناللَهعلیه میدهند تا آنجایی كه حافظه من یاری میكند این است كه نفس رسولاللَه به یك نحوی بود كه این آیات وقتی در آن نفس حضرت قرار میگرفت، ثبت میشد و ضبط میشد و میماند و دیگر تغییر و تبدلی در آن آیات پیدا نمیشد، خب طبیعی است وقتی كه یك همچنین حالتی نفس انسان داشته باشد، خب هر چه هم كه زمان بگذرد آن حقایقی كه در آن نفس منتقش شده و حك شده باقی میماند و انسان هم به همان كیفیت اول بیان میكند.

