مكتب اسلام مكتب عقل گرایى، حریت و انتخاب است
29میگویند بیا ازدواج بكن، وقتی ازدواج میكنی درست، صحیح، بر مبنای شرع بر مبنای رضای الهی وقتی یك مورد مورد مناسبی نیست، چرا میخواهی بخاطر ظواهر و این طرف و آن طرفش باهاش ازدواج كنی چرا؟ وقتی میبینی این وصلهی ناجوری است چرا میخواهی به این كار تن در بدهی، وقتی كه میبینی خدا گفته ایمان را در نظر بگیر، تقوا را در نظر بگیر، عقل را در نظر بگیر، سنخیت را در نظر بگیرید چرا میخواهی بخاطر موقعیت، شهرت، پدر، پول و شوؤنات دیگر ... این میشود چی؟ این می شود خلاف ریاضت، هم آنجا خلاف ریاضت بود و هم اینجا، نه! باید رفت و ازدواج كرد حالا اینطور، حالا میآیند میگویند نه! این اختیار است و هر كسی میخواهد ازدواج بكند، میخواهد نكند میخواهد برود كار خلاف انجام بدهد، برود انجام بدهد، آن كسی كه میآید و این ایده را مطرح میكند آن برای چی این كار را میكند؟ برای این كه از زیر بار ریاضت خود را خارج بكند، آزاد باشد، هرچه نفس میگوید آن را بپذیرد، هرچه میل میگوید آن را بپذیرد، بخاطر این، آن وقت میگویید، امروزه كه این حرفها نیست همهی این مزخرفات و چرندیات مال چی است؟ برای این است كه آقاجان ما میخواهیم راحت باشیم، صاف بگو، چرا در لفافه میگویی؟ آن حقیقت مطلب كه در دلتان هست بیایید بگوید، همهی اینها بخاطر این است كه خود را از تحت انقیاد و عبودیت میخواهیم دربیاوریم؟ چون اگر بگوییم ما عبدیم گیر میكنیم، نرو، نیا، بنشین، بلند شو، برای اینكه خودمان را خارج كنیم میگوییم الان زمان، دیگر آن زمان نیست، عقلمان میرسد فهمان دیگر به خودمان میرسد، مصالح را خودمان تشخیص میدهیم، بهبه بیا ببین چه تشخیصی! خودمان تشخیص میدهیم، مطالب را خودمان دیگر میفهمیم، صد رحمت به آن عقلهایی كه زمان پیغمبر بودند، صد رحمت! كه این كثافتكاریها، این فجایع، این آدمكشیها، این جنایاتی كه الان میبینیم و در همهی افراد و چه اخلاقی و چه غیراخلاقی میبینیم كجا در آن موقع بود؟ كجا در آن موقع این حرفها بود؟ كجا در آن موقع این وحشیگریها بود؟ كجا در آن موقع این قساوتها بود؟ كجا در آن موقع این بیناموسیها بود؟ كجا در آن موقع این فسادهای اخلاقی بود؟ كه یك عده انسان یعنی حیوان ناطق، چند هزار نفر لخت مادرزاد در خیابانها تظاهرات كنند! كجا بوده؟ این آن عقل است؟ آن عقل این است؟ و بقیهی مسائل، حالا ما رسیدیم به جایی كه تشخیص میدهیم! نیاز به پوشیدن شلوار نداریم! تشخیص میدهیم دیگر، نیاز نداریم، آن نیاز مال هزاروچهارصدسال پیش بود، الان زمانه اقتضا میكند كه هرچه را خدا داده در معرض خدمت دیگران قرار بدهیم! این عقل ما، این عقل امروز ما، این شكوفا شده و برای ما دین درست میكند، حالا فهمیدید؟ این دین از آن عقل است این دین مال همان است، برای ما حكم شرعی درست میكند، برای ما دین درست میكند، برای ما اخلاق درست میكند، تزكیه و تربیت درست میكند، این عقل برای ما این را درست میكند، بهبه این دیگر آخر قضیه است من خیال نمیكنم دیگر بعد از این هم مطلبی باشد.

