مكتب اسلام مكتب عقل گرایى، حریت و انتخاب است
11باید این كار را كرد، و این دیگر در مرتبه خیال میماند و اشكال ندارد، ما مثل هزار تخیلی كه هست آنرا میگذاریم كنار اینها، تو كه میگویی نظر من بر این است، شش میلیارد جمعیت دنیا دارند نظر میدهند تو هم میشوی شش میلیارد و یكمی دیگر، تو كه میگویی تخیل من بر این است، این همه مردم دارند خیال میكنند شما هم همینطور مثل یكی از آنها، ولی این گمان من بر این اساس است آن وقت میگویی پس باید این كار را بكنی! آن وقت چی شد؟ قضیه چی میشود؟ این معلوم میشود این فرد مریض است، فردی كه مریض است میآید آن مطلب محكم را، آن مطلب متقن را، آن مطلب قابل قبولتر را، آن مطلب به واقع نزدیكتر را، چون با فكرش نمیسازد اینهایی كه عرض میكنم همه در مرتبه ریاضات است كه توضیحش را خواهم داد چون با فكرش نمیسازد كنار میگذارد و میرود سراغ یك مطلب ضعیف، یك مطلب غیرمعتبر، یك مطلب غیرصحیح، یك مطلب ناقص و یك مطلب واهی و آن را میگیرد و در كنار این مطلب قوی مینشاند و آن حكمی را كه باید به آن حكم برسد بر این مساله بار میكند، این جنون است، دیوانه، دیوانه چكار میكند؟ همین كار را میكند، آدم دیوانه، الان یك پزشك چكار میكند؟ كاری كه الان یك پزشك میكند چی است؟ این همه الان دوستان در اینجا هستند كه پزشك هستند چكار میكنند؟ آیا یك كدام از دوستانی كه در اینجا هستند بر آن مطالبی كه فرض كنید ده سال پیش خواندهاند توجه میكنند؟ امكان ندارد، هر روز باید نسبت به مطالب جدید، نسبت به كشفیات جدید، نسبت به مقالات جدید، نسبت به آنچه راكه به عنوان نه یقین به عنوان نزدیكتر به یقین، چون بالاخره این علوم تجربی همه در حال تغییر و تحولات است، مشخص است، از همه ظهورش بیشتر در همینجاست، ولی همین عقل بدون اینكه نیاز باشد پیغمبر به او بگوید، بدون اینكه شما نیاز داشته باشید از امام زمان (علیه السلام) برایتان دستور بیاید، بدون اینكه نیاز داشته باشید از امام صادق (علیه السلام) روایت بیاید، عقل شما میگوید من به آنچه را كه ده سال پیش در این دانشگاه خواندم نمیتوانم اعتماد كنم، من به آنچه كه پانزده سال پیش یا سی سال پیش خواندم نمیتوانم الان اعتماد كنم، باید بیاییم، ببینیم تكنیك جدید، تكنولوژی جدید، اطلاعات جدید پیشرفت جدید كه بر اساس تجربه و امتحان است این تكنیك امروز چه راهی در پیش پای من میگذارد،

