ضرورت ریاضات نفسانیه در مسیر سیر وسلوك الهى
33امیرالمؤمنین آمده در آن شب لیلهالمبیت كه در فراش پیغمبر خوابیدند، كه میخواستند از تعرض مشركین قریش به آن حضرت جلوگیری كنند، این آیه در شأن امیرالمؤمنین آمد، او گفت كه این آیه در شأن ابن ملجم است! چهارصد هزار مثقال، از این پولها خیلی خرج شده، از این مصارف و از این مسائل خیلی خرج شده، درد اینجاست! بطوری كه وقتی امیرالمؤمنین را در محراب شهید كردند مردم شام میگفتند مگر علی نماز میخواند؟!! آخر این خیلی حرف، حرفِ عجیبی است! چطور میشود آخر یك ملت را اینجوری شستشو داد؟ خُب بابا این مغز است توی كلهاش! نخیر، این كاه است، گچ و كاه و آهن و سیمان است دیگر! چطور علی نماز میخواند؟ مگر علی نماز میخواند كه او را كشتند؟ كشتن را نمیشود انكار كرد بالاخره همه دیدند، اینجور با مردم بازی كردند و با اعتقادات ... سپید را سیاه و سیاه را سپید كردند، برای مردم اینطور نشان دادند اما امیرالمؤمنین چی كار میكرد؟ كار خودش را میكرد و به راه خودش میرفت خُب مطلبی كه به دنبالش بودیم ناتمام ماند و انشاءاللَه تتمهاش برای فرصت دیگر و برای جلسهی دیگر.
ایام ماه محرم است من چند مطلب را بطور اجمال میخواستم در جلسهی قبل خدمت رفقا بگویم ولی خُب حال نداشتم و این چند نكته را تذكر بدهم خدمت رفقا كه نسبت به ایام سوگواری محرم و صفر خُب رفقا توجه دارند ولی از باب وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ الذاریات، ٥٥ تذكرش ایراد ندارد و انسان خوب است كه بر همان راهی حركت كند كه بزرگان به آن راه رفتند، به آن راه رفتند و رسیدند نه اینكه فقط رفتند، ما رفتیم و رسیدیم، در ایام محرم و صفر بطور كلی دأب و دِیدَن عرفای الهی و عرفاءباللَه و اولیاءالهی نه بر بزرگداشت این مسالهی محرم و صفر و نه بر احیاء شعائر بوده، بلكه نظر عرفاء الهی بر مسالهی سیدالشهداء نظر، نظرِ غنیمت بود، یعنی چی؟ یعنی همانطوری كه در ماه رجب خدا سفرهای گسترده، در ماه رمضان سفرهای گسترده و دعوت كرده، اصلا این قضیهی سیدالشهداء یك مسالهای بود كه باید افراد بیایند و بقاپند و توشهی خودشان را بگیرند و آن تحول و دگرگونی كه در اوقات عادی برای انسان پیدا نمیشود در این زمان آن را انجام بدهند، خیلی عجیب است! این قضیهی سیدالشهداء مسالهی عادی نیست و به عنوان یك كار روزمره و عادت و مثلا احیاء شعائر انسان نباید به آن نگاه كند، باید خودش را در این قضیهی عاشورا بیاندازد، باید خودش را در این مساله قرار بدهد، آن مقداری كه میتواند، هرچقدر فكرش میرسد، هرچقدر از نظر باطنی میتواند در این مساله مایه بگذارد، به عنوان اینكه در روضهی سیدالشهداء شركت كنم ثواب ببرم نرویم! ثواب بهمان میدهند ولی كم میدهند، بعنوان اینكه بالاخره این شعائر حفظ بشود به این منوال نرویم! خوب است ولی مال عوام است، به این عنوان كه در این مجلس امام حسین فرض بكنید كه حال آدم عوض میشود و حال و هوا فرق میكند نرویم! نه! بلكه به این عنوان برویم كه ما در این مجلس میخواهیم خودمان را در كنار سیدالشهداء قرار بدهیم، اصلا ما میخواهیم بشویم جزو آن افرادی كه آن شب، شب عاشورا ماندند زیر خیمه، ما خودمان را ...، با این نیت برویم نه با نیت اینكه یك مجلسی بپا كردیم، نه با این نیت كه برویم ثواب ببریم، نه با این كه برویم احیاء شعائر بشود، درست است. ولی ...

