ضرورت ریاضات نفسانیه در مسیر سیر وسلوك الهى
3بالاخره ما غلبه كردیم و مرحوم آقا فرمودند این درست میگوید، فرزند نباید پدر را دعوت كند منزل فرزند منزل پدر است و پدر بر او ولایت دارد و هم بر خودش و هم بر فرزندش ولایت دارد دعوت كردن یعنی غریبه، چطور اینكه انسان رفیقش را دعوت میكند یا غریبه را دعوت میكند برای مجلس، برای ناهار خُب آن بجای خود، این قضیه را من از مرحوم والد در اینجا یك مرتبه به نظرم آمد كه خدمت رفقا عرض كنم، تا بدانیم كه مسالهی پدر و مادر شوخی نیست، مساله، مساله جدی است و یك واقعیت است تا این حد، بعد خود مرحوم آقا فرمودند خُب نظر تو چیست در این قضیه؟ گفتم كه نظر من این است كه انسان بیاید اطلاع بدهد بگوید ما فلان روز قوم و خویشها را گفتیم بیایند در آنجا، حالا هر طوری كه نظر شماست، گفتند بله این خوب است و به این كیفیت صحبت كردن اشكال ندارد، این مساله مطرح شد
علی كل حال ایشان تشریف آوردند آنجا و یكی از بستگان سببی نشسته بود و این مطلب را مطرح كرد كه آقا حالا فرض كنید كه ما وضعیتمان عوض شده حال و هوایمان عوض شده، ارتباط ما با شما برای فامیل مشخص شده است و خُب بسیاری از افراد بودند كه اینها در همان زمان سابق با مرحوم آقا چندان میانهای نداشتند و ایشان را صوفی میدانستند، بنده این مساله را آوردم اگر نظر رفقا باشد در جلد اول (كتاب اسرار ملكوت) كه ایشان را صوفی میدانستند و درویش میدانستند، مرحوم آقا میگفتند كه درویش خب سبیل دارد، كشكول دارد، مو تا اینجا دارد، تبرزین دارد، ما تبرزین اصلا نمیدانیم چیست؟ كشكولمان كجا بود؟ سبیلمان كجا بود؟ درویشها میآیند سبیلشان را تا اینجا،
من دیدهام درویشها و حتی اقطاب آنها را كه معمم هم بودند، و یك مرتبه در یكجا بودیم كه قضیه اش را برای رفقا عرض كردم مربوط به اقطاب همین سلسله بود و سبیل تا اینجا و اتفاقا هم یك كتابی من از ایشان دیدم و ایراد گرفته بودند كه این سبیل گذاشتن اشكال دارد چرا شما انجام میدهید؟ ایشان جوابی كه داده بود جواب، جواب صحیحه به نظر نمیرسید ایشان در آنجا نوشته بودند كه دینی را به موئی نبسته اند، ولی پاسخ این مساله این است كه بله دین را به موئی نبستهاند ولی دل و نفس شما را كه به مو بستهاند، میگویی نه! خُب برو بزن، كاری ندارد این قیچی، فردا بزن، پس دل و نفس شما را بستهاند ولی دین را نبستهاند درست است، و انسان باید بر طبق قانون عمل كند وقتی در شرع سبیل گذاشتن كراهت شدید دارد چرا انسان بیاید و مخالفت كند؟ آیا درست است كه شما كه بخصوص در یك همچنین زیی هستید و عمامه و كذا و مردم از شما یك همچنین چیزی ببینند، حالا آدم چی را میخواهد اثبات كند؟ چی میخواهد بگوید؟ حالا كه چی؟ بگوید من درویشم! خُب درویش در دلت باش، انسان باید درویش باشد، بله، من هم میگویم باید درویش باشد، ولی درویش در دل، نه درویش در گِل، درویش در باطن، نه درویش در ظاهر، درویش یعنی از خودت بیرون

