ضرورت ریاضات نفسانیه در مسیر سیر وسلوك الهى
14واقعا اگر سلمان بیاید و در اینجا بنشیند و راجع به اعتقادات ما صحبت بشود، به ما نمیخندد؟ خُب حال اگر سلمان یكی از آن مطالبی كه در ذهن و در دل دارد و به آن مسائل رسیده است نه اینكه از پیغمبر شنیده یا از امیرالمؤمنین، خودش رفته رسیده، سلمان اینطور نبود كه بشنود، به مطلب رسیده بود، یكی از آن حرفها را به ما بزند ما چه وضعی پیدا میكنیم؟ این را برای این عرض میكنم كه بدانید این روایت معنای دیگری دارد غیر از آنچه كه در میان عوام معروف است، آنچه كه در میان عوام معروف است این است، تفسیری كه راجع به آن می شود: كه اگر اباذر بداند كه در قلب سلمان چیست، بواسطه عدم تحمل ادراك این مطلب یا تكفیر میكند و میگوید كافر شدی همانطوری كه ایشان گفت اگر امام زمان این مطلب را بگوید از امام زمانی ساقط میشود، یعنی تكفیر، بر خلاف شرع حرف زدی، برخلاف نص صریح قرآن حرف زدی، بر خلاف ضرورت حرف زدی، و كسی كه بر خلاف ضرورت عملی انجام بدهد و حرفی بزند خُب این در این صورت از اسلام سقوط میكند، خب این معنای كفّره، دوم اینكه لوقتله یا اینكه میآید میكشد میگوید مهدورالدم شد، و مرتد شد، حالا هم كه مرتد شد حكمش اعدام است، همانجا شمشیر را برمیدارد دو نصفش میكند و می گذارد كنار، چون از اسلام بیرون آمد و حرفی زده كه این اصلا با توحید نمیخواند، حرفی كه زده اصلا با وحدت نمیخواند، حرف اصلا بر خلاف وحدت زده، از وحدت وجود حرف زده! باید اعدامش كرد! این لقتله او كفّره،

