ضرورت ریاضات نفسانیه در مسیر سیر وسلوك الهى
11معرض هدایت قرار بدهی صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ خدایا من را در این نماز در راهی قرار بده كه بر آنها نعمت كردی، خُب بله در آن راه قرار بده یعنی استمرار ببخش، از این راهی كه من الان دارم، مرا به این طرف و آن طرف منحرف نكن، دائماً انسان باید از خدا بخواهد، دائماً انسان باید این مساله را طلب كند، پس شما خیال كردید كه چی؟ نماز یك مسالهای است كه دو ركعت را بیا بخوان و رفع تكلیف شد و برو پی كارت، نماز همه اش دعا است، همهاش خواست است، خدایا مرا در راه عرفای الهی خودت قرار بده، صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ، انعمت علیهم چه كسانی است؟ به روایت صریح از رسول اكرم صراطٌ علی1، صراط، صراط علی است و شیعیان علی، شیعیان علی چه كسانی هستند؟ سلمان، ابوذر، مقداد، اینها هستند ما را در آن راه قرار بده آیا ما در راه سلمانیم؟ واقعا الان به خودمان فكر كنیم، هستیم یا نیستیم؟ ما در همان افق حركت میكنیم؟ افكار ما در همان افق است؟ اگر سلمان الان بیاید بنشیند پیش ما، همین امروز جمعه، بیاید بنشیند پیش ما با ما صحبت كند به ما نمیخندد؟ خُب او یك شیعه و ما هم یك شیعه، او یكی و ماهم یكی، اگر از كیفیت توحیدمان بپرسد از كیفیت شناخت امام بپرسد، بابا آمد دو كلمه با ابوذر حرف زد ابوذر دوام نیاورد و داشت سیمها قاطی میشد، بلند شد رفت پیش پیغمبر، گفت نگاه كن ببین دارد چه میگوید؟ حضرت به سلمان گفت باهاش مدار كن، چه خبر است؟ این تحمل ندارد، اباذر با آن مقامش با آن وضعیتش، این كلام، كلامِ پیغمبر است: لو علم اباذر ما فی قلب سلمان لقتله او كفّره2 اگر اباذر میدانست كه در دل سلمان چیست و سلمان در چه افكاری است و در چه افقی است و به چه مطالبی معتقد است، چه مطالبی معتقد است، اگر میدانست ....
- الكافى، ج ١، ص ٤٢٤
- مشارق أنوار اليقين فى أسرار أميرالمؤمنين عليه السلام، ص ٣٠٧؛ الكافى، ج ١، ص ٤٠١.

