اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ضرورت ریاضت ومراتب آن

14٬790
عنوان بصری
ریاضت نفس

بیان مبانی مسیر سیروسلوک و علت نیاز افراد به ریاضات نفسانیه. 1 امام زمان عليه السلام به هر مقداري كه فرد صداقت ، اهتمام و صفاي ضمير داشته باشد و خود را تسليم آن حضرت بكند ، او را حركت و رشدو تعالی می دهد 2 ملاك شيعه اميرالمومنين علیه السلام بودن ، اسلام نيست بلكه عمل به انسانيت و مباني توحيد است. 3 از جمله مباني سلوك اين است كه انسان فقط حق را بيان كند و به مصلحت انديشي ها هيچگونه توجهي نداشته باشد. 4 بیان علت تاكيد بزرگان بر مطالعه روايت عنوان بصري در هر هفته 5 مراقبه و محاسبه تنها طريق براي سير و سلوك الي اللَه مي باشد. 6 مرحوم علامه طهراني مي فرمودند: هر وقت انسان با كلامي از كلام معصومين علیهم السلام و يا اولياء خدا مواجه شد بايد خود را مخاطب آن روايت قرار دهد. 7 تمام مقصود از روايت عنوان بصري ، رياضت و مراقبه است. 8 علت رياضت نفس ، تعلق انسان به عالم ماده است. 9 حقیقت معنای رياضت نفس و بیان مراتب آن 10 آية اللَه شيخ محمد جواد انصاري مي فرمودند: كسي كه از محرمات دست يازد و از واجبات روي برتابد ، ديگر توقع راه خدا را نبايد داشته باشد. 11 رسول اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم فرمودند: الغيبة اشد من الزنا 12 يكي از محورهاي اصلي سلوك اینست که افراد به خود ورفع دردها ونقائص خویش بپردازند و از دخالت در امور دیگران پرهیز کنند 13 ذكر خصوصيات ماه ذوالحجة الحرام 14 قرائت اذكار توحيديه امير المومنين در دهۀ اول ماه ذي الحجة و تفكر در معاني آن 15 بالاترين ادله بر وحدت وجود همين اذكار توحيديه دهۀ اول ماه ذي الحجة است. 16 سفارش به روزه در ماه ذي الحجه از ماه رجب هم بيشتر است. 17 سوق دادن ذهن به توحيد در اين دهه بسيار براي انسان راه گشا است. 18 تأکید اولیاء الهی بر قراءت زيارت سيد الشهداء علیه السلام در شب عرفه.

ضرورت ریاضت ومراتب آن

توضیحات:

بیان مبانی مسیر سیروسلوک و علت نیاز افراد به ریاضات نفسانیه. 1 امام زمان عليه السلام به هر مقداري كه فرد صداقت ، اهتمام و صفاي ضمير داشته باشد و خود را تسليم آن حضرت بكند ، او را حركت و رشدو تعالی می دهد 2 ملاك شيعه اميرالمومنين علیه السلام بودن ، اسلام نيست بلكه عمل به انسانيت و مباني توحيد است. 3 از جمله مباني سلوك اين است كه انسان فقط حق را بيان كند و به مصلحت انديشي ها هيچگونه توجهي نداشته باشد. 4 بیان علت تاكيد بزرگان بر مطالعه روايت عنوان بصري در هر هفته 5 مراقبه و محاسبه تنها طريق براي سير و سلوك الي اللَه مي باشد. 6 مرحوم علامه طهراني مي فرمودند: هر وقت انسان با كلامي از كلام معصومين علیهم السلام و يا اولياء خدا مواجه شد بايد خود را مخاطب آن روايت قرار دهد. 7 تمام مقصود از روايت عنوان بصري ، رياضت و مراقبه است. 8 علت رياضت نفس ، تعلق انسان به عالم ماده است. 9 حقیقت معنای رياضت نفس و بیان مراتب آن 10 آية اللَه شيخ محمد جواد انصاري مي فرمودند: كسي كه از محرمات دست يازد و از واجبات روي برتابد ، ديگر توقع راه خدا را نبايد داشته باشد. 11 رسول اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم فرمودند: الغيبة اشد من الزنا 12 يكي از محورهاي اصلي سلوك اینست که افراد به خود ورفع دردها ونقائص خویش بپردازند و از دخالت در امور دیگران پرهیز کنند 13 ذكر خصوصيات ماه ذوالحجة الحرام 14 قرائت اذكار توحيديه امير المومنين در دهۀ اول ماه ذي الحجة و تفكر در معاني آن 15 بالاترين ادله بر وحدت وجود همين اذكار توحيديه دهۀ اول ماه ذي الحجة است. 16 سفارش به روزه در ماه ذي الحجه از ماه رجب هم بيشتر است. 17 سوق دادن ذهن به توحيد در اين دهه بسيار براي انسان راه گشا است. 18 تأکید اولیاء الهی بر قراءت زيارت سيد الشهداء علیه السلام در شب عرفه.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ضرورت ریاضت ومراتب آن

10
  • سابق مرحوم آقا یك مطلبی را می‌فرمودند بسیار مطلب دقیقی بود و خودشان هم اینچنین بودند ایشان می‌فرمودند هر وقت انسان با كلامی از كلام معصومین روبرو می‌شود یا مطلبی از مطالب اولیاءخدا، باید خود را مخاطب این مطلب بداند اگر كسی این كار را كرد، این رمز پیروزی را دریافته و اگر این كار را نكرد باخته است، هر مطلبی، هر چه را ...، و من این را می‌دیدم، می‌دیدم یعنی با چشم خود می‌دیدم وقتی كه فرض كنید مرحوم آقای حداد ایشان صحبت می‌كردند حالا خطابشان به دیگران بود ولی از همه‌ی افراد مجلس كسی كه به این مطالب توجه می‌كرد مرحوم آقا بود پانزده نفر توی مجلس بودند و قطعا مرحوم آقا به آنها در آن حدی كه ما اطلاع داشتیم حالا شاید البته مطالب اولیاء خدا بطن اندر بطن است و عمق دارد و مرتبه‌مرتبه است، ممكن است یك مرتبه‌اش به شخصی نخورد، ولی در مراتب بالایی بخورد و لذا آن شخص بر طبق فهم خودش نباید از زیر فهم مساله شانه خالی كند و بگوید خب این كه گفتند به من نمی‌خورد، نه همان مطلب را در آن زوایای عمق باطنش و عمق دلش و نفسش باید آن مطلب را در خودش پیاده كند، بله ممكن است افراد دیگری باشند كه آن مطالب بالا را متوجه نمی‌شوند تا بخواهند پیاده كنند پس هر كسی در قبال اولیاء خدا قرار می‌گیرد، در قبال مطالب معصومین قرار می‌گیرد یك روایتی از امام رضا علیه‌السلام می‌شنود شخصی برای او می‌گوید یا در كتابی می‌خواند احادیث ائمه علیهم‌السلام را مطالعه می‌كند كه واقعا كلید حیات انسان همین احادیثی است كه از ائمه‌ی ما آمده و از مصعومین آمده باید این فرد در همان محدوده‌ی فهم خودش در همان محدوده، خود را مخاطب این حدیث بداند در همان محدوده، ما نمی‌گوییم بالاتر، بالاتر كه نمی‌فهمد ولی دیگر خودش را بالاتر ازاو نداند، آخر درد اینجاست كه ما همه عیوب را می‌خواهیم به دیگران نسبت بدهیم و خودمان را مبرا و منزه از این مسائل بدانیم در حالتی كه آن كسی كه مبرای از هر عیب است آن امام است، ما نیستیم ما برای رسیدن به ولایت و معرفت امام علیه السلام و ذات پروردگار تلاش خود و سعی خود را برای زدودن نقائص و رفع كاستی‌ها باید انجام بدهیم و كدام سخن بهتر از كلام معصوم؟! اگر ما كلام معصوم را كنار بگذاریم، حرفهای كی را بشنویم؟ این حرفهایی كه می‌زنند؟! اگر ما حرف امام علیه‌السلام را كنار بگذاریم، وجهه حیات ما در این دنیا به چه سمتی باید باشد؟ به كدام حرف؟ به كدام صحبت؟ به مطالبِی كه در میان مردم رد و بدل می‌شود و در مجالس ورد سخنان است؟ به مطالبی كه صبح تا شبش حتی یك غاز هم نمی‌ارزد؟ هان! به اینها باید توجه كنیم یا به كلام معصوم علیه‌السلام و مطالب اولیاء خدا و كتبی كه در این زمینه نوشته شده؟ راهنمایی‌های كه در این زمینه كردند، اینها را ما بیائیم و بهش عمل كنیم و این همان مطلبی‌بود كه ایشان می‌فرمودند كه وظیفه‌ی استاد ارائه طریق است، یك، وظیفه دیگری ندارد دوم، كاری را كه او می‌كند كه همان فعل ولی الهی است عبارت است از اینكه به آن میزان و مقداری كه او می‌خواهد، نه بیشتر، به همان میزان دستش را می‌گیرد، یا من را می‌خواهم تا سر كوچه ببری، خب دستت را بده تا ببرم، آن یكی می‌گوید می‌خواهم تا تو مرا تا دم میدان ببری خب تو هم بیا تا سر میدان می‌رسانم، آن می‌گوید می‌خواهم مثلا فرض كنید مرا را تا دم حرم ببری می‌گوید بیا تا حرم می‌برم، یكی هم می‌گوید می‌خواهم بیایم تاآن ولایت ببری، طبعا آن كسی كه می‌گوید تا آنجا، مسافت بیشتری را طی می‌كند تا آن كسی كه در همان مراحل ابتدائی و اولی می‌ماند و توشه‌ی بیشتری را باید بردارد و تسلیم بیشتری را باید در اختیار آن ولی بگذارد تصمیمی را كه آن اولی می‌گذارد سر رسیدن به خیابان دیگر تمام می‌شود او از این طرف می‌رود و او هم از این طرف، ولی او می‌خواهد او را به آن نقطه برساند، لذا ما در دوستان و شاگردان اولیاءخدا ما مراتب متفاوتی می‌دیدیم هركس یك اندازه بود و آنها هم با همه می‌خندیدند با همه هم صحبت می‌كردند و دل همه را هم شاد می‌كردند، ولی هركدام از آنها یك مرتبه داشتند تا می‌رسیدند به یك مرتبه‌ای كه دیگر آن مرتبه فشار می‌خواست وارد بشود، می‌دیدیم كه در همان‌جا دیگربیش ازآن دیگر مساله درهمانجا متوقف می‌شد.

/