ضرورت ریاضت ومراتب آن
5از دوستان نقل میكرد و میگفت در زمان مرحوم آقا، یك وقت من با ایشان یك قراری داشتم و منتهی در آن موقع مسافرت بودم، قرار بود بیایم و بعد بیایم مشهد، اتریش بودم و در آنجا خانوادهای بود از دوستان ما و پدر آن خانواده مریض شده بود در تصادفی، دیگر فلج شده بود و افراد خانواده آمده بودند آن را پرستاری میكردند. آنجا تا یك همچنین قضایایی اتفاقی می افتد فوراً میبرند در همین مراكز و جاهای دولتی و اینها، دیگر در منزل كه نگه نمیدارند ولی این خانوادهی مسیحی این را آورده بودند در پیش خودشان و تمریض میكردند و پرستاری میكردند و بچههای خانواده جمع شده بودند در آنجا و محفل و منزل را گرم نگه میداشتند، كه تأثری آنجا پیدا نشود، زحمتی نسبت به كسی در آنجا بواسطهی همین مُمَرَّضیت و پرستاری پیدا نشود و خلاصه خواهرها و برادرها كاملا محیط، محیط صمیمی و گرمی بوجود آورده بودند و این بنده خدا را پرستاری میكردند و در آن موقع ایشان میگفتتند اینها به من یك نیازی داشتند از نظر بعضی از مساعدتها واینها، من تماس گرفتم با مرحوم آقا، بعد، گفتم كه آقا یك مسالهای هست كه بعضیها در اینجا به من نیاز دارند یك مشكلی پیش آمده اگر میفرمائید بیایم اگر نه یك مقداری به تاخیر بیندازم ایشان گفتند: نه آقا به تأخیر بینداز، بالاخره ما اینجا هستیم هر وقت آمدید، كه ما را میبینید دیگر، ما آنجا بودیم و دو یا سه هفتهای بعد آمدیم و رفتیم خدمت ایشان و ایشان فرمودند، خب چه بود آن قضیه ای كه شما ...؟ ایشان می گفتند من آمدم از مساله بگذرم گفتم: نه آقا چیز مهمی نیست گفتند: نه! بگوئید چه بوده؟ دیدیم نه قضیه مسالهای است كه باید بگویم، ما مطلب را برای ایشان گفتیم كه قضیه اینطور است واین افراد به این كیفیت واین شكل و اینطور بودند و این خانواده مسیحی اینطور بودند، ایشان فرمودند وقتی اینها را شنیدند فرمودند اینها شیعیان امیرالمؤمنین در روز قیامت هستند، ببینید! شیعهی امیرالمؤمنین، در روز قیامت میآید و در صف شیعیان میایستد.

