اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ضرورت ریاضت ومراتب آن

15068
عنوان بصری
ریاضت نفس
نسخه عربی

ضرورت ریاضت ومراتب آن

1
  •  

  •  

  •  

  •  

  •  

  • أعوذباللَه من الشيطان الرجيم‌

  • بسم اللَه الرحمن الرحيم‌

  • وصلّى اللَه على سيّدنا و نبيّنا أبى القاسم محمّد

  • وعلى آله الطّيّبين الطّاهرين و اللعنة على أعدائهم أجمعين‌

  •  

  •  امام صادق علیه‌السلام درباره‌ی ریاضت می‌فرمایند كه ثَلاثَهٌ مِنها فِی رِیاضَهِ النَّفسِ ... فَایاكَ أن تَاكُلَ ما لا تَشتَهِیهِ.

  •  خدمت رفقا و دوستان عرض شد كه كلّ این حدیث شریف عنوان بصری در ریاضت نفس است و تمام فقراتش، فقرات عبوردهنده‌ی انسان است از مراحل نفس و از تخیلات و توهمّات و امثال ذلك، چه آنچه كه تا به حال خدمت رفقا و دوستان عرض شده و چه آنچه كه پس از این به توفیق الهی خدمت رفقا عرض خواهد شد همه‌ی اینها در راستای عبور ما از تخیلات و توهمّات است و به كارگیری این فقرات تأثیر مستقیم در تبدّل و تحوّل انسان دارد و عدم متابعت از این فقرات باعث انحطاط انسان و غلطیدن در عالم دنیا و نفسانیات است و بزرگان تأكیدی كه در این مساله نسبت به شاگردان داشتند، بی‌خود نبود، مطلب اینطور نیست كه همه‌ی ما بخواهیم مساله را به ولی خدا و امام زمان علیه‌السلام ارجاع بدهیم و خود را كنار نگه داریم و آسوده‌خاطر دست به هر كاری بزنیم، مطلب اینطور نیست، در زمان رسول خدا هم اینطور نبود، در زمان امیرالمؤمنین هم نبود، در زمان هیچكدام از ائمه به این شكل نبود، امام علیه‌السلام به آن میزانی كه فرد اهتمام و صداقت و صفای ضمیر دارد و به آن مقدار كه خود را تسلیم كرده به همان مقدار جلو می‌برد نه بیشتر، اضافه‌ی بر آن مقدار حركت نمی‌دهد، تا فردی خود را تسلیم ولایت نكند، چو درد در تو نبیند كه را دوا بكند؟

  • طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق لیك‌***چو درد در تو نبیند كه را دوا بكند1
  •  تا محمدبن‌مسلم نیامد پیش امام صادق و عرض حال نكرد و درد خود را بیان نكرد و از آن حضرت چاره‌جویی نخواست، امام صادق هم او را هدایت نكردند، آمد پیش حضرت و آن مشكل خود را مطرح كرد و میزان تسلیم خود را هم به آن حضرت عرضه داشت، البته عرضه داشتن در اینجا معنا ندارد، چون ولی خدا بدون سخن و گفتگو می‌فهمد و اطلاع دارد و نیازی به صحبت كردن ندارد.

    1. ديوان حافظ، غزليات، غزل شماره ١٨٧