دیدگاه نادرست افراد نسبت به مسئله ریاضت نفس
15احساس وجودش بیشتر میشود، آن احساس وجود، او را از انتقال از این عالم به عالم دیگر باز میدارد و كم كم، كم كم تازه مرگ را میفهمد ولی هنوز قرصنشده، هنوز محكم نشده، هنوز این ادراك در شراشر وجود و نفسش جا نگرفته، لذا میگویند برو در مقابل دشمن! میگوید كو؟ یك تفنگ بدهید هفت تیر بدهید بروم، حالا دشمن كجاست؟ بالای كوه است؟ فرقی نمی كند ولی یك آدم سی ساله و چهل ساله را می گویند برو میگوید كجا بروم، میبینیم ایستاده، نمیخواهم بروم و برای چی بروم؟ حساب دارد، كتاب دارد، خودت باشی میروی؟ بلند شو و خودت برو، چرا به من میگویی؟ هر دو انسانیم و بشریم و مثل هم هستیم، خب پاشو برو! میگوید نه تو برو، میگوید نه تو برو، اگر قرار به رفتن باشد تو برو، ولی او نه! میرود، حالا این بچّه وقتی كه بزرگ میشود كمكم آن حالات تعلّق و كثرات، كمكم، كمكم پیدا میشود میرسد تا مرحلهی تكلیف، تازه به مرحلهی تكلیف هم كه رسیده هنوز خیلی مانده درك هنوز كامل نشده است، یك نوجوان پانزده ساله از نقطهی نظر ادراك تكلیف، از نقطهی نظر ادراك وضعیت خود با یك آدم سی ساله یكی است؟ با آدم چهل ساله یكی است؟ درك موقعیت و اطرافیان، اطراف و جوانب یكی نیست، تفاوت میكند، از اینجاست كه خدای متعال شروع میكند میگوید تا جوانی و نوجوانی شروع كن از دست نده، فرصت را از دست نده، به تكالیف برس نمازت را بلند شو بخوان این نمازی كه الآن در سن پانزده سالگی میخوانی یك اثری دارد كه نماز در چهل سالگی آن اثر را ندارد، این است قضیه، این روزهای را كه در پانزده سالگی و هفده سالگی می گیری یك اثری دارد كه آن روزه در پنجاه سالگی ندارد، بله برای كسی كه در راه باشد و به همین مسیر پیش بیاید در آن پنجاه سالگی و شصت سالگی در همان مرتبه به همان فعلیت خواهد رسید.

