دیدگاه نادرست افراد نسبت به مسئله ریاضت نفس
9برچیده می شود.
در آنجا دیدیم و همین طور كه چه بسا ظواهری آراسته دارای چه باطنی؟ ظاهر آراسته، دروغ میگوید، ظاهر آراسته، تهمت میزند، ظاهر آراسته، منافق است، منافق! ظاهری كه اصلًا انسان باور نمیكند جداً باور نمی كند مگر این آدم اصلًا دروغ میگوید؟ این آدم اصلًا ترك اولی از او سر نمی زند! این آدم اصلًا كراهت از او سرنمیزند! آن وقت چنان دروغ های عجیب و غریب، یك مرتبه در میآید كه عجب! چه دنیایی است، چه اوضاعی است چه بساطی است اینها از كجا آمدهاست؟ از همین جا آمده است ما گول ظاهر را خوردیم، ما گول ظاهر را خوردیم ما گول اسباب و وسایط فریبنده را خوردیم، هزار بار به ما بزرگان گفتند به ظاهر افراد نگاه نكنید ما باز نگاه كردیم، هزار بار به ما گفتند توی چاه نیفت باز هم افتادیم، هزار بار گفتند كه بابا حالا كه چشم دیدن باطن را نداری، حالا كه نمیتوانی آن خباثت نفس را از بصیرت باطن و قلبت بفهمی لااقل بایست، لااقل صبر كن دیگر نگو این هرچه هست درست است، دیگر نگو این كارش درست است دیگر نگو این حرف ندارد صبركن و تأمّل كن، به پروندهاش نگاه كن به سابقهاش نگاه كن به دوستانش نگاه كن و تحقیق كن این طرف، آن طرف الآن فرضكنید كه كسی میآید خواستگاری دختر ما، ما همین طور تا در را باز كرد می گوییم بفرما؟ یا نه؟ بلند میشویم تحقیقمیكنیم این طرف، آن طرف، خالهاش كیست؟ عمّهاش كیست؟ رفیقش كیست؟ كجاها می رود؟ كجاها درس میخواند؟ كجا كار میكند؟ با چه دوستانی سر و كار دارد؟ در چه محافل و مجالسی شركت میكند؟ همینطور كه نمیگوییم بفرمایید
اینهم همین است بلكه این بالاتر است و دقیق تر است و خطر آن بیشتر است انسان یك مرتبه نگاه میكند میبیند تمام وقت از بین رفت، ده سالش رفت، پانزده سالش رفت، بیست سالش رفت خب دیگر بر نمیگردد، بخواهد برای بقیهی از ایامش كار بكند آن یك مطلب دیگر است، این مدّت رفت و دیگر آنچه كه رفته بر نمیگردد، خدای متعال برای رشد و تكامل انسان در هر سنّی یك پروندهی خاصّی را قرار داده است، در سنّ بیست سالگی باید انسان در راه تكامل باشد، اگر آن بیست سالگی بگذرد آثار رشد بیست سالگی، دیگر در سی سالگی پیدانخواهد شد، برای سی سالگی پروندهی خاصّ خود را دارد، این نفس انسان مانند بیماریی میماند كه هر وقت جلوی آن بیماری را گرفتی، بعضی از بیماریها هستند كه با دارو خوب نمیشوند ولی همینقدر دارو جلوی پیشرفت آنها را میگیرد بعضی از بیماریهای چشمی و قلبی و تنگی عروق وامثال ذلك، میگویند از قبل باید پیشبینی كرد از قبل باید انسان غذا را تنظیم كند از قبل نباید چربی و از این حرفها بخورد چرا؟ چون وقتی كه جدارهی رگ گرفت دیگر باز نمیشود، بله از گرفتگی بیشتر باید انسان جلوگیری كند، ولی وقتی كه از سنین طفولیت یك برنامه و رژیم غذایی میدهند و میگویند كه این رژیم غذایی باعث میشود كه در استمرار این مسأله تا هفتاد سال هم بگذرد این قلبش اصلًا گرفتگی پیدا نكند یك میل هم نگیرد، یك میل هم پلاكت به آن جمع نشود، چرا؟ چون از قبل پیشبینی شده است، در بیماریهای چشم همین است می گویند از اوّل این غذاها را بخورید تا اینكه به این بیماریها مبتلا نشوید ولی وقتی كه

