دیدگاه نادرست افراد نسبت به مسئله ریاضت نفس
5سرمایهای را از دست دادند در وقتی كه دیگر راه رجوع وجود ندارد، عمر و سرمایه رفته است می گویند بفرمایید وقت دیگر تمام شد، لذا بروید و تحقیق كنید و فقط به ظاهر نگاه نكنید به احوال شخص نگاه كنید من واقعاً تعجّب می كنم در بعضی از اوقات آنچنان مطالب سخیفی از بعضی از افراد می شنوم، از افراد به ظاهر موجّه و معنون، كه حتّی افراد منحطّ جامعه شرمدارند همچنین كلماتی از دهان خود خارج كنند، این نشان میدهد كه این معلومات و گذران سن و این انباشتهشدن مطالب، حتّی روایات اهل بیت و حتّی كلمات بزرگان، به اندازهی سر سوزنی در ارتقاء معنوی و رشد روحی تأثیری نداشته است، سن رفته نود سال، به اندازهی اخلاق یك لات این در همان سطح باقی مانده است، ظاهر، ظاهر مناسبی است ولكن فكر و نیت ظلمانی است و كدورت دارد، در جلسهی گذشته خدمت رفقا بعضی از این مطالب عرض شد، اینها چیزهایی است كه انسان را به این نقطه وامیدارد كه مطلب كجاست؟ مسأله كجاست؟ گیر كجاست؟
اگر مطلب است حالاگیرم براینكه مسائلی را كه امروز متداول است در امور تجربی و امروزی خب این درست است مسألهای نیست، مطالبی است مربوط به این دنیا كه اگر این فرمول و این فرمول در كنار هم قرار بگیرد نتیجهاش این خواهد شد، بسیار خب ولی صحبت در این است كه پرداختن به مسائل دینی و پرداختن به مطالب روحانی و اطّلاعات و كسب علم در امور معنوی این دیگر چرا؟ این دیگر چه اثری باید داشته باشد و چرا اثر بر او مترتّب نمیشود و چرا انسان در آن مرحلهی انحطاط اخلاقی قرار می گیرد كه ای كاش در سن بیست سالگی و بیست و پنج سالگی بود و سنّش به هشتاد و نود سالگی نمیرسید تا این مطالب از دهان او و قلم او خارج بشود، چرا؟
در جلسهی گذشته خدمت رفقا عرض كردم مطالبی را كه نسبت به اولیای خدا در كتب نوشته شده است و چه بسا در السنه و محاورات گاهی از آن صحبت می شود و چه بسا در ملاء عام اهانت ها به این نحو انجام میشود، اینها افراد عادی نیستند، افراد صاحب عنوان و دارای علم و امثال ذلك هستند، یعنی فردی را كه من باب مثال مرحوم آیت اللَه سید احمد خوانساری در موارد عدیده ایشان را از مفاخر عالم تشیع به شمار می آورد آن وقت این آقا در كتابش میگوید كه عرفای كذّابین! ببینید تفاوت چقدر باید باشد؟ چقدر انحطاط اخلاقی و ظلمت نفسانی و اعوجاج باید وجود داشته باشد كه یك همچنین تعبیری شخصی میآورد و یك همچنین تعبیری فرد دیگر میآورد، در این گذران این مدّت از عمر چه بر فضایل اخلاقی و صفات این شخص اضافه شده است كه الآن از قلم او اینچنین مزخرفاتی تراوش می كند؟ چه چیز اضافه شده است؟ چه بدست آورده است؟ در این مجامع علمی چه چیز را كسب كرده است؟ باید به این مطلب رسید و انسان باید فكرش را باز كند، ما با چهار پایان با هم فرق داریم، خدا برای ما دو تا پا قرار داده است نه چهار تا، چهارپا رویش آجر و هندوانه میگذارند، چون چهار پا دارد روی او بار میبندند و هندوانه میگذارند، ما دو تا پا خدا به ما دادهاست و دو تا دست داده است و یك مغز داده است كه فكر كنیم و بسنجیم، زود فریفته نشویم، به شایعات و به تبلیغات و افراد و دور و بریها دل نسپاریم به مطالبی كه گفته می شود زود توجّه نكنیم، پیگیری

