دیدگاه نادرست افراد نسبت به مسئله ریاضت نفس
27هنوز این ذاكر نیامدهبود برای ذكر مصیبت، دیدیم یك بندهخدایی كه منزلش روبروی مسجد بود آمد و از همان ادارات دولتی زمان شاه بود، آمد و رو كرد به یكی از همین افرادی كه متصدّی مسجد هستند گفت كه این افرادی كه هستند بگویید اینها بیایند منزل ما، منزلش روضه بود گفت چرا؟ گفت یكی از آقایان كه حالا اسم نمیبرم یكی از آقایان آمده از بزرگان آمدهاست و ما آنجا جمعیت نداریم، این گفت ما هم اینجا جمعیت میخواهیم!!! آن هم بنده خدا آدم سادهای بود و خدا بیامرزدش، مؤذّن هم بود و مرحوم مشمیرزا به او می گفتند خیلی آدم صاف و سادهای بود، یكدفعه دیدیم سر و صدا از حیات مسجد بلندشد ما هم كوچك بودیم، سنّمان ده دوازدهسال بود رفتیم دیدیم كه این دو تا در صحبت، او میگوید فلان و او میگوید فلان و جنگ مغلوبه شده و بالا گرفته و میگوید تو اینهایی كه در مسجد هستند را بیاور خانهی ما پرشود و او میگوید كه ما خودمان اینجا نیاز به مستمع داریم! آبروداریم!! اینها چیچی است؟ این بازیها؟ خب این آقا آدم سادهای بود آن آقا چی؟
آقا روضه درستكردی برای امامحسین هر كه میخواهد بیاید آقای فلان هم آمده كه آمده حالا اگر صد نفر میآمدند در حیاطت مینشستند آنوقت یكجور دیگر خدمت ایشان عرض ارادت میكردی؟ حالا باید سرت را پایین بیندازی كه كسی نیست؟ آیا ما اینجور نیستیم؟ آیا ما الآن به این نحو نیستیم؟ آیا شعائر دینی ما به این وضعیت نیست؟ شعائر مذهبی ما به این وضعیت نیست؟ آیا ما به كثرت نگاه نمیكنیم؟ یا اینكه به خدا نگاه میكنیم؟ عرضكردم به شما پدر ما میرفت در مسجد نماز میخواند و دو نفر پشت سرش بودند موقع نماز ظهر، میگفتند صبركنید آقایان بیایند میفرمودند ما نماز میخوانیم هر كه میخواهد اوّل وقت برسد زودتر بیاید، با دو نفر نماز ظهر را شروع میكرد و نماز عصر بیست سی نفر و چهل نفر میشدند، او به خدا نگاه میكند، ما به دنیا نگاه میكنیم و به كثرت جمعیت نگاه میكنیم ولی او به خدا نگاه میكند،

