دیدگاه نادرست افراد نسبت به مسئله ریاضت نفس
11شدی از همان جا باید جلوی پیشروی را گرفت.
نفس انسان در موقعیت رشد و رسیدن به فعلیت، در هر وقت یك برنامه و پرونده و فایل دارد آن را اگر شما به آن اهتمام نكردید آن دیگر بسته میشود، میآید سر مرتبهی بعد، در سی سالگی ارتباط انسان با خدا یك جوردیگر است غیر از بیست سالگی است غیراز پانزده سالگی است غیر از هجدهسالگی است، در سنّ شصت سالگی ارتباط انسان با خدا بسیار ضعیف تر است از ارتباط در سن بیست و هفت سالگی و بیست و شش سالگی، گر چه در آن موقع ارتباط قطع نمیشود ولی جریان آب كم می شود، این لوله هی بسته میشود و آن فشاری كه قبلًا داشته است و آن موقعیتی كه داشته است، لذا امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرماید: عَلَیكُم بِالأحداث1، سراغ جوان ها بروید، برای چه؟ برای همین است، جوان آمادگی تلقّی مطالب را بیشتر دارد از یك فردی كه سِنّی از او گذشته است چون صاف است هنوز با دنیا آغشته نشده است هنوز با دنیا مخلوط نشده است و هنوز با آنچه كه ما با آن تعلّق پیدا كردیم هنوز تعلّق ندارد، بچّه، در جلسات گذشته خدمت رفقا عرض كردیم چرا بچّهها اینقدر به توحید نزدیك هستند؟ چون هنوز از دنیا چیزی نفهمیدند، از مرگ چیزی نفهمیدند، اینها نمیفهمند مرگ چیست؟ بچّه ده ساله دوازده ساله، سیزده ساله بلند میشود میرود و خودش را میاندازد و میكشد مرگ نمیفهمد چیست، این هنر نیست، چون اصلًا مرگ را نمیداند چیست؟ هنر آن است كه آدم سی ساله، سی وپنج ساله چهلساله پنجاه ساله با فكر و درایت بلند شود به این مسأله اقدام كند، آن میشود هنر،
در زمان جنگ جهانی دوّم آلمان اصلًا یك ارتشی به وجود آورد یك لشكر از بچّهها، بچّههای ده ساله، چرا؟ چون بزرگترها كه اصلًا نمیتوانستند بروند وقتی قوای متّفقین آمدند در برلن مخصوصاً قوای روس فقط و فقط بچّههای هشت ساله و ده ساله به آنها جایزه میدادند اینها برمیداشتند خودشان را میبردند در تانكها میزدند و به این وسیله جلوی هجوم اوّلیه ارتش روس را به برلن همین لشكرده دوازده ساله آلمان گرفت، خب بزرگتر ها نمیرفتند و خود را به كشتن نمیدادند، ولی بچّه چه میفهمد؟ میگویند تفنگ دستت بگیر برو بزن، تعلّق ندارد به دنیا تعلّق ندارد هنوز زن ندارد كه به واسطهی عشق و علاقهی به زنش نیاز داشتهباشد كه در این دنیا زندگی كند و از مرگ بهراسد زن ندارد، بچّه ندارد تا اینكه به واسطهی تعلّق به بچّه و نگرانی از آیندهی بچّه و زندگی بچّه، خود را از بعضی از خطرات دور نگه دارد، احساس وجود و استقلال ذاتی در وجود ندارد اصلًا وجودی برای خودش نمی فهمد بچّه ها چه میفهمند؟
- الكافى، ج ٨، ص ٩٣: عليك بالأحداث فإنّهم أسرَعُ إلى كل خيرٍ.

